شکر خدا که چشم تو بر ما فتاد باز
دست دعای ما در دولت گشاد باز
گویی ببرد از دل ما هر غمی که بود
لطفت بیک جواب سلامی که داد باز
چشمت بحال ما نظر مرحمت فکند
و آن عشوه ها که داشت بیکسو نهاد باز
تاشد زیاده مهر تو ای آفتاب حسن
شد سوز عاشقانه مراهم زیاد باز
بس نامرادیی که کشید از خمار هجر
اهلی که شد ز وصل تو مست مراد باز
باز بشکت گل دولت و یار آمد باز
مژدگانی که خزان رفت و بهار آمد باز
دیده ام بسکه بخون موج زد از گریه چو بحر
گوهری کز نظرم شد بکنار آمد باز
نقد دل بردم و در کار نثارش کردم
عاقبت این درم قلب بکار آمد باز
یار اینطایر فرخ چه سبکروح کسی است
که برای دل موری بشکار آمد باز
مرده بودم بسر رهگذر از رفتن دوست
شکر ایزد که مسیحا بگذار آمد باز
اهلی از رشگ تو خاری بجگر خورد چه سود
زین گل نو که ز باغ تو ببار آمد باز
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از شکرگزاری خود بابت بازگشت محبوب سخن میگوید. او برای دیدن محبوب خود دعا کرده و اکنون احساس میکند که غمها از دلش رفته است. با یک نگاه و سلام محبوب، آرامش و شادی به زندگیاش بازگشته و عشقش شدت بیشتری پیدا کرده است. شاعر از درد و مشکلاتی که بر اثر جدایی از محبوب کشیده، یاد میکند و به شکرانهای که از بازگشت او دارد، اشاره میکند. او به طولی میافتد که عشق و زیبایی محبوبش را با آفتاب مقایسه میکند و از خوشحالی بهاری سخن میگوید. در نهایت، به عشق و احساس عمیق خود نسبت به محبوبش تاکید میکند و نشان میدهد که چقدر او را در زندگیاش مهم میداند.
هوش مصنوعی: خوشحالم که نگاه تو دوباره به ما افتاد و دعای ما بر افرازندههای زندگیمان تاثیر گذاشت و درها به روی ما گشوده شد.
هوش مصنوعی: به نظر میرسد که با یک سلام ساده و محبتآمیز تو، تمام غمها و ناراحتیهایم از دل خارج میشود.
هوش مصنوعی: چشمانت به حال ما نظر کردند و با آن همه زیبایی و ناز که داشت، آنها را یکباره کنار گذاشت.
هوش مصنوعی: تو ای خورشید زیبایی، با افزایش عشق و محبّتت، سوز و اشتیاق عاشقانهام نیز بیشتر و بیشتر میشود.
هوش مصنوعی: بسیاری از غم و اندوههایی که بر دوش اهلی بود، ناشی از بیخبری و جدایی از تو بود، اما حالا که دوباره به وصالت رسیده، شاد و سرمست شده است.
هوش مصنوعی: گل دولت و یار تو دوباره به سراغت آمدهاند. این خوشحالی را به تو میگویم که فصل خزان به پایان رسیده و بهار دوباره آغاز شده است.
هوش مصنوعی: من دیدهام که اشکها مانند موج دریا به شدت جریان داشتند، مانند دریایی که مرواریدی از دید من دور شد و سپس دوباره برگشت.
هوش مصنوعی: من دل و جان خود را قربانی عشق او کردم و در نهایت، این سرمایه و دارایی من، قلبم بود که دوباره به کار افتاد و توانست عشق را درک کند.
هوش مصنوعی: دوست فرخ به چه شخص سبکی اشاره دارد، کسی که برای دل یک مورچه به شکار برگشته است.
هوش مصنوعی: در مسیر زندگی، به خاطر دوری و جدایی از دوست، حالت مرگ داشتیم. اما حالا خدا را شکر که دوست دوباره به من بازگشته و من دوباره زنده شدم.
هوش مصنوعی: اهلی به خاطر حسادت تو زخمهایی به دلش خورد، چه فایده دارد که این گل نو از باغ تو به بار آمده است؟
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.