در عین عتاب از بر ما میگذری باز
طوری عجب امروز بما مینگری باز
من بنده لطفت که بخشمم چه فروشی
یک خنده وز دو جهانم بخری باز
چون آینه با همنفسان روی برویی
وه کز نفس سوختگان بیخبری باز
ای مرغ بهشتی که بما انس گرفتی
از طعن حسودان ز کف ما نپری باز
آه از تو پریزداه که گر میروی از چشم
تا من مژه برهم زده ام در نظری باز
اهلی بخرابات مغان هرچه ببازی
گر صبر کنی هم ز خرابات بری باز
در گلشن وصل تو چه کم گردد اگر من
جان تازه کنم همچو نسیم سحری باز
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به معشوق خود با ناز و فخر نگاه میکند و از عشق و لطفت او میگوید. او در عین حال به عتاب اشاره دارد که معشوق به سادگی از کنار او میگذرد و به او توجهی نمیکند. شاعر خود را بنده محبت او میداند و خواهان لحظهای از توجه و لبخند اوست که بتواند از دو جهان خرید کند. همچنین، او از وضعیت خود در صورت جدایی میگوید که چقدر رنج خواهد برد. در نهایت، شاعر به این نکته اشاره میکند که حتی اگر در گلشن وصالش کمبود باشد، با یک نفس تازه از نسیم سحر میتواند جان تازهای بگیرد.
هوش مصنوعی: در حالی که با قهر و خشم از کنار ما عبور میکنی، باز هم نگاه عجیبی به ما میکنی.
هوش مصنوعی: من تحت تأثیر لطف تو هستم و اگر خندهای به من ببخشی، چه ارزشی دارد. با آن یک خنده، میتوانی دو دنیای مرا خریداری کنی.
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که مانند آینهای که در برابر دیگران قرار میگیرد، همراه با همنسلان خود درخشانی و زیبایی را نشان میدهی. اما از طرفی، تو از حال و روز کسانی که در غم و سوختگی به سر میبرند، بیخبر هستی و unaware هستی.
هوش مصنوعی: ای پرنده بهشتی که با ما ارتباط دوستی پیدا کردی، از انتقادهای حسودان خودت را دور نکن و از ما جدا نشو.
هوش مصنوعی: ای کاش از دوری تو نمینالم، چون هر وقت که تو میروی، من آنقدر در فکر تو هستم که حتی پلک نمیزنم و در یک نظر به یاد تو هستم.
هوش مصنوعی: به هر مکان و جمعی که میروی، اگر در زندگیات صبر و حوصله داشته باشی، میتوانی از مشکلات و دشواریها رهایی پیدا کنی و دوباره به آرامش برگردی.
هوش مصنوعی: در باغ وصالت، چه اهمیتی دارد اگر من مانند نسیم سحرگاهی جان تازهای بگیرم؟
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
خورشید من امروز به شکل دگری باز
می خورده نهان گرم ز ما میگذری باز
افروخته رخسار و جبین کرده عرقناک
از حال دل تشنهلبان بیخبری باز
دانم چه نظرهاست در آن دم که به شوخی
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.