سنبل بگشا بر گل و سروت به خرام آر
مرغ دل ما را ز عدم باز بدام آر
تا کی بمراد دل خود صبح کنی شام
صبحی بمراد دل ما نیز بشام آر
لب بر لب جامی و مرا جان بلب از غم
جانم بلب خویش بجای لب جام آر
یکبار لب آور که ببوسم بهمه عمر
این باده جانبخش نگویم که مدام آر
با یار جفا پیشه ز فریاد چه حاصل
گو آتش دل هم علم داد ببام آر
ای جان، که بود غیر تو محرم بر جانان؟
برخیز و پیامی ببر و هم تو پیام آر
گو یاد کن از کشته هجران بسلامی
در کلبدش بار دگر جان بسلام آر
اهلی است غلام تو چو شد پیر مرانش
ای تازه جوان رحم بر این پیر غلام آر
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر غزلی از شاعر معروف، به توصیف احساسات عاشقانه و longing میپردازد. شاعر از سنبل (گل خوشبو) میخواهد تا بر روی گل و سرو حاضر شود و دلباختهاش را از عدم به وجود آورد. او از صبح خواهان آشتی و امید است و درخواست میکند که در زندگیاش، شادمانی و خوشی به وجود بیاید. شاعر همچنین آرزو میکند که یک بار برای همیشه لب کسی را ببوسد و از غم رها شود. او در این شعر به یار وفادار و جفا پیشه خود اشاره میکند و از او تقاضا دارد تا یادش کند و دلش به خاطر هجران او نگیرد. به طور کلی، شعر پر از حسرت و آرزو برای وصال و عشق پاک است.
هوش مصنوعی: ای سنبل، خودت را باز کن و جلوهای زیبا از خودت به نمایش بگذار. بیایید با زیباییهای وجودت، دل ما را به زندگی وادار کنی و از حالت عدم بیرون بیاوری.
هوش مصنوعی: تا کی باید منتظر تحقق آرزوهای خود بمانی؟ از صبح تا شب در پی خواهشهای دل خود هستی. ما هم انتظار داریم که آرزوهایمان برآورده شود.
هوش مصنوعی: لبی که بر لبهٔ جام است، و من از غم جانم به شدت رنج میبرم. به جای آنکه به جام بنگری، به جان خودتان توجه کنید.
هوش مصنوعی: یک بار لبهایت را بیاور که ببوسم. این بادهای که مرا زندگی میبخشد، طوری نباشد که بخواهم همیشه از آن بگویم و برای همیشه آرزویش را داشته باشم.
هوش مصنوعی: اگر یار با من بدسلوکی میکند، چه فایدهای از فریاد زدن و شکایت کردن است؟ حتی آتش دل من هم در این بالا رفتن از بام، خود را به نمایش نمیگذارد.
هوش مصنوعی: ای عزیز، چه کسی جز تو میتواند راز دل محبوب را بداند؟ برخیز و پیام من را به او برسان و خود نیز پیامآور باش.
هوش مصنوعی: به یاد کسی که به خاطر عشق و جدایی جانش را از دست داده، سلامی بفرست و دوباره روحش را به جسمش برگردان.
هوش مصنوعی: غلام تو به سن پیری رسیده، او را راندن نکن ای جوان تازه نفس. به این پیر خدمتگزار رحم کن و او را تنها نگذار.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.