اجل درآمد و بخت از درم نمیآید
ز پا فتادم و کس بر سرم نمیآید
مگر به خواب ببینم خیال او ورنی
به هیچ شکل در برم نمیآید
گر آفتاب شود در کنار من طالع
ز ضعف طالع خود در برم نمیآید
چو لاله به که زنم جام عیش به سنگ
که بوی عشرت ازین ساغرم نمیآید
حکایت از الف قد یار کن اهلی
که هیچ حرف ازین خوشترم نمیآید
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این ابیات به مشکلات و غمهای خود اشاره میکند. او احساس میکند که اجل (مرگ) نزدیک است و بخت و شانس به او کمک نمیکند. او درگیر افکار و خیالاتی راجع به معشوقش است، اما نمیتواند او را در واقعیت بیابد. حتی اگر نور خوشبختی (آفتاب) در کنار او باشد، به دلیل ناتوانی در درک آن، نمیتواند از آن بهرهبرداری کند. شاعر همچنین از ناکامی در لذتبردن از زندگی صحبت میکند و در نهایت ابراز میکند که هیچ چیزی برایش از یاد یار دلنشینتر نیست. این ابیات بیانگر احساس تنهایی، ناامیدی و عشق ناکام شاعر است.
هوش مصنوعی: مرگ نزدیک است و شانس و فرصت به سراغم نمیآید. از پا افتادم و هیچکس برای کمک به من نمیآید.
هوش مصنوعی: تنها در خواب میتوانم خیال او را ببینم و در واقعیت هیچ راهی برای دیدن او ندارم.
هوش مصنوعی: اگر آفتاب در کنار من باشد، اما به خاطر ضعف خودم نمیتوانم از نور و گرمای آن بهرهمند شوم.
هوش مصنوعی: میگوید: مانند لاله به خودم میرسیم، اما اگر به جام شادیام بزنم، احساس نمیکنم که بوی خوشی از این نوشیدنی به مشام میرسد.
هوش مصنوعی: داستانی بگو از عشق و محبت، زیرا هیچ چیزی برایم دلپذیرتر از این نیست.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.