هر شمع جمالی که بر افروخته باشد
پروانه او جان من سوخته باشد
چشم از تو که پوشد مگر آن طفل که چون زاد
از مادر ایام نظر دوخته باشد
خواهد به نثار قدمت دیده من ریخت
لعلی که بخون جگر اندوخته باشد
میخانه ما کعبه فیض است کز آنجا
صد تیره درون شمع دل افروخته باشد
در مهر و وفا حاجت آموختنش نیست
اهلی که وفا از ازل آموخته باشد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف عشق و زیبایی میپردازد. شاعر به شمعی اشاره میکند که درخشان و جاذب است و پروانهای را که به خاطر زیبایی آن جانش را فدای میکند، توصیف میکند. او به نگاهی اشاره میكند که تنها از سوی نوزادی که به دنیا میآید و به مادرش خیره شده، قابل چشمپوشی است. همچنین شاعر دربارهی علاقه و عشق واقعی صحبت میکند که به صورت طبیعی و از ازل در دل انسانها وجود دارد و به فیض و خوشبختی بیپایان میرسد. میخانه به عنوان نمادی از عشق و وفا معرفی میشود که در آن دلهای سوخته میتوانند آرامش پیدا کنند.
هوش مصنوعی: هر شمعی که زیبایی خاصی داشته باشد، پروانهاش جان من را آتش میزند.
هوش مصنوعی: تنها کودکی که به دنیا میآید و از مادرش جدا نشده است میتواند چشم از تو بردارد.
هوش مصنوعی: چشم من آماده است تا به نشانه قربانی کردن مهر و عشق، اشکهای گرانبهایی مانند لعل را نثار قدمهای تو کند، اشکهایی که از دل شکسته و جگر خونی سرچشمه گرفته است.
هوش مصنوعی: میخانه ما محلی است که بیش از هر جا به نور و فیض میرسد و از آنجا شعلههای عشق و روشنایی در دلهای ما روشن میشود.
هوش مصنوعی: برای یادگیری مهر و وفا نیازی به آموزش نیست؛ کسی که از ابتدا وفا را یاد گرفته، به این آموزشها نیازی ندارد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
عیشم خوش از آن شعله افروخته باشد
نقلم دل ریش و جگر سوخته باشد
از محنت لب بستنم آن کس شود آگه
کز تیغ جفا چاک دلی دوخته باشد
در عرصه گلزار کند ناله ز تنگی
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.