گرچه از عشق بتان صبر و دل و هوشم شد
باز عاشق شدم آن جمله فراموشم شد
هیچ سروی نگرفتم به بر از یاد قدش
که نه در خون دل آغشته در آغوشم شد
چاک دامان قبا بر زده از من چو گذشت
چاکها در دل از آن سرو قبا پوشم شد
دوش ساقی بیکی جرعه که در کارم کرد
سبحه رفت از کف و سجاده هم از دوشم شد
اهلی از تلخی هجران نکنی ناله که چرخ
نیش زد هرکه از او آرزوی نوشم شد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر بیانگر احساس عمیق عشق و دلبستگی است. شاعر از صبر و دلی که به خاطر عشق به معشوقش داشته صحبت میکند و میگوید که حتی با وجود درد و رنج، عشق او را فراموش نکرده است. او به یاد قد و قامت معشوقش میافتد و در هنگام جدایی، درد دلش بیشتر میشود. همچنین شاعر اشاره میکند که در لحظات خوشی و نوشیدن شراب، همه چیزش را فراموش کرده و تحت تأثیر عشقی عمیق قرار گرفته است. در پایان، به تلخیهای جدایی اشاره میکند و یادآور میشود که انتظار دستیابی به شادی و عشق، او را به دردسر انداخته است.
هوش مصنوعی: باوجود اینکه در عشق معشوقهای زیبا صبر و دل و عقل خود را از دست دادهام، دوباره عاشق شدم و همه آن احساسات را فراموش کردهام.
هوش مصنوعی: من هرگز هیچ درختی را در آغوش نگرفتم به جز یاد قد او، زیرا هیچکس مانند او در آغوشم نرفته است و دل من از اندوه پر شده است.
هوش مصنوعی: وقتی او با لباس زیبایش از کنار من گذشت، دلم از شوق و عشق به او پر شد.
هوش مصنوعی: دیروز ساقی با یک جرعه شراب کار من را تمام کرد. تسبیح از دستم افتاد و سجادهام هم از روی دوشم افتاد.
هوش مصنوعی: ای دوستان، از تلخی دوری و جدایی ناله نکنید، زیرا هر که از زندگی و خوشیها آرزو داشته، چرخ روزگار به او سختی و مصیبت میزند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.