شد سگش یار رقیب و جور با خود میکند
با بدان هر کو نکویی میکند بد میکند
سرو من در باغ و نگشاید در من باغبان
باغبان هم ناز بر من زان سهیقد میکند
در بیابان عدم سر مینهم دیوانهوار
زلف چون زنجیر او بازم مقید میکند
می زدن کی از سفال آن سگ کو حد ماست
ما چه سگ باشیم او خود لطف بیحد میکند
سر بنه بر آستان او به امید قبول
گر قبولت میکند اهلی و گر رد میکند
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این متن به احساسات پیچیده خود از عشق و ناکامی اشاره میکند. او از وفاداری سگش به رقیبش صحبت میکند و به این موضوع میپردازد که افراد بد با نیکوکاران بدرفتاری میکنند. باغبان به او توجهی ندارد و او در بیابان وجودش سرگردان است. عاشق در توصیف زلف محبوبش میگوید که او را به زنجیر کشیده و نمیتواند رهایی یابد. در نهایت، او در آستان محبوبش به امید پذیرش رفت و انگار در دلش دوگانگی و ترس از رد شدن وجود دارد.
هوش مصنوعی: دوست نهچندان خوبی به رقیب خود تبدیل شده و با او همدست شده است. او به هر کسی که خوبی کند، بدی میکند و این رفتار ناشایست اوست.
هوش مصنوعی: در باغ من، درخت سرو زیبایی وجود دارد که باغبان به آن نزدیک نمیشود و به من هم محبت نمیکند. این درخت با قامت بلند و زیبا، توجه باغبان را جلب میکند.
هوش مصنوعی: در دنیای گم شده و تاریکی مانند دیوانهای زندگی میکنم، اما زلف او مانند زنجیری است که مرا محدود میکند و نمیگذارد آزادانه باشم.
هوش مصنوعی: میگویند که ما مثل سگی هستیم که از ظرف سفالی آب مینوشد، اما هنوز از لطفی که به ما میشود بینهایت برخورداریم.
هوش مصنوعی: سر خود را به درگاه او بگذار و به امید قبول دعا کن؛ اگر او تو را بپذیرد، خوشا به حال تو و اگر نپذیرد، باز هم باید صبر کنی.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
هرکه بر منهاج عزمی رای مقصد میکند
عزم درگاه علاءالدین محمد میکند
آنکه در هیجا به مار مقرعه با خصم ملک
کار رمح خطی و تیغ ممهد میکند
نام میمونش که بر چهر قمر منقوش باد
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.