آمد آن عیسی نفس کز عشوه و نازم کشد
زنده ام سازد به مهر و از جفا بازم کشد
روز وصل آمد ولی ترسم که در روز چنین
طالع ناسازگار و بخت ناسازم کشد
گو: بدارم بر کش و بر بستر هجرم مکش
کشتنی گر کشته ام باری سرافرازم کشد
مادر دهرم چه می پرورد عمری در کنار؟
کانچنین در خاک و خون آنترک طنازم کشد
همچو اهلی دارم از راز غمش گنجی نهان
گر کشد عشق آخر از افشای اینرازم کشد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این ابیات به عشق و عذاب ناشی از آن میپردازد. او از آمدن عیسی (نمادی از عشق و زیبایی) سخن میگوید که میتواند روح او را زنده کند، اما در عین حال از بدشانسی و بخت بد خود میترسد که ممکن است مانع از این وصال شود. او از درد جدایی و حسرت صحبت میکند و اینکه اگر هم کشته شود، باید سرافراز بمیرد. شاعر همچنین به پیچیدگیهای زندگی اشاره دارد و از رازهای عشق خود سخن میگوید که در دلش پنهان است و ممکن است روزی افشا شود.
هوش مصنوعی: جانی تازه به من میبخشد و با محبتش مرا زنده میکند، در حالی که با عشوه و نازش مرا به سوی خود میکشاند و از سختیها و ناملایمات دورم میسازد.
هوش مصنوعی: روز وصال فرارسیده، اما نگرانم که در چنین روزی، سرنوشت و بخت نامساعدی به سراغم بیاید و برایم مشکل ایجاد کند.
هوش مصنوعی: بگو: اگر میخواهی مرا از زندگی بیاندازی و به خاطر دوریام بکشید، برای من مهم نیست، چون اگر بر اثر عشق و جدایی کشته شوم، این باعث افتخار من است.
هوش مصنوعی: مادر زمانه، چه چیزی را پرورش میدهی که سالها در کنارت بودهام؟ چون من با این وضعیت خاک و خون، طناز و شوخطبعی را از خود دور نمیکنم.
هوش مصنوعی: من همچون صاحب رازی در دل خود گنجینهای از غم عشق دارم، اگر عشق روزی این راز را فاش کند، به ناچار باید آن را افشا کنم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.