چشم صاحبدل نظر چون بر رخ گل میکند
از جمال گل قیاس حال بلبل میکند
هرکه را چون کوهکن لعل لب شیرین هواست
بار کوه غم به یاد او تحمل میکند
عاشقی کز زهرهرویان دل به وصل آلوده کرد
گر ملک باشد که عشق او تنزل میکند
در دل پاکان که از روی صفا آیینه است
مدعی ناپاکی خود را تعقل میکند
جز به خاک کوی او اهلی نیارد سر فرو
آسمان بیهوده از وی این تخیل میکند
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر درباره عشق و زیبایی است. شاعر با استفاده از توصیفاتی مانند "رخ گل" و "جمال گل" به زیبایی و جذابیت معشوق اشاره میکند و ارتباط آن با احساسات عاشقانه را توضیح میدهد. او همچنین به سختیها و غمهای عاشقانی اشاره میکند که به خاطر یاد معشوق، بار سنگین غم را تحمل میکنند.
شاعر میگوید که عشق میتواند زندگی را به معنایی عمیقتر و زیباتر بدل کند، حتی اگر عشق به اندازهٔ یک ملک بزرگ باشد. همچنین اشاره میکند کسانی که دل پاکی دارند، درک بهتری از عشق دارند و مدعیان عشق ناپاک نمیتوانند خود را توجیه کنند. در نهایت، شاعر تأکید میکند که جز در کنار معشوق، هیچ جا آرامش و امنیت واقعی وجود ندارد.
هوش مصنوعی: وقتی چشم دل، زیبایی گل را میبیند، به واسطه آن زیبایی، حال و وضعیت بلبل را نیز درک میکند.
هوش مصنوعی: هر کسی که مانند یک کوهکن، عاشق و دلخواستهای شیرین و دلنشین دارد، میتواند بار سنگین غم را به خاطر یاد او به دوش بکشد.
هوش مصنوعی: عاشقی که از چهره زیبارویان دل به وصال آنها سپرد، اگرچه ممکن است در نظر دیگران مملوک باشد، اما عشق او به قدری والا و برجسته است که میتواند به آسمانها صعود کند.
هوش مصنوعی: در دل افراد پاک و معصوم که همچون آینهای روشن هستند، کسی که خود ناپاکی دارد، باید به تفکر و تعمق در وضعیت خود بپردازد.
هوش مصنوعی: غیر از سرزمین محبوبش، کسی نمیتواند سرش را به خاک بسپارد. برای همین هم، آسمان بیدلیل به او فکر میکند و خیالاتی دربارهاش پرورش میدهد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
تاج دین و دولت ای صدری که گرد موکبت
دیده افلاک و انجم را مکحل میکند
کلک دولتپرورت روحالامینی دیگر است
لاجرم هردم هزاران وحی منزل میکند
لفظ معنی پرورت گر آسمان داد نیست
[...]
ماه من مشک سیه در دامن گل می کند
سایبان آفتاب از شاخ سنبل می کند
گرچه از روی خرد دور تسلسل باطلست
خطّ سبزش حکم بر دور تسلسل می کند
هرگز از جام می لعلش نمی باشد خمار
[...]
باز پیک عاشقان فرّاشی گل می کند
بلبل از سودای گل فریاد و غلغل می کند
چشم صاحبدل نظر چون بر رخ گل میکند
از جمال گل قیاس حال بلبل میکند
هر کرا چون کوهکن بار غم از شیرینلبی است
لاجرم گر کوه غم باشد تحمل میکند
پاکبازان از صفا آیینهاند و مدعی
[...]
در دل من گر دمی آن ماه منزل میکند
تا رود بیرون هزاران رخنه در دل میکند
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.