دیده هر که از هوس سوی تو سیمتن بود
غرقه بخون دل شود گر همه چشم من بود
آه که گیردم نفس راه گلو ز بخت بد
در نفسی که بامنش یار سر سخن بود
می بدهم که بیخودی می نهلد که چون منی
خون خورد و لب تواش پیش لب و دهن بود
گر بگشایی ام کفن لاله صفت ز بعد مرگ
زآتش داغ غم دلم سوخته در کفن بود
مردم روزگار را ماتم اگر ز مردن است
اهلی نا امید را ماتم زیستن بود
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از احساسات عمیق و دردناک خود سخن میگوید. او اشاره دارد به اینکه چشمانش به خاطر عشق ناچیز و پرهزینه شدهاند و اگرچه ممکن است همهی دنیا را در نظر داشته باشد، قلبش غرق در غم و خونی است که به خاطر عشقش رنج میکشد. شاعر از بدبختی خود و عذاب کشیدن ناشی از جدایی و درد طعنه میزند و در نهایت نشان میدهد که حتی مرگ نیز نتوانسته او را از این رنج نجات دهد. او به زندگی و مردن به عنوان دو حالت غمانگیز اشاره میکند و به ناامیدی و دردهای درونیاش اعتراف میکند.
هوش مصنوعی: هر کس که به خاطر دلخواهی به تو نگاه کند، اگر همه چشمها هم از آن او باشد، باز هم غرق در درد و اندوه خواهد شد.
هوش مصنوعی: آه که نفس گلویم را میگیرد؛ بخت بد باعث شده است که این نفس نزد کسی که با من همصحبت بود، بیفایده باشد.
هوش مصنوعی: من میدهم که بیدلیل، کسی در مورد من حرفهایی بزند؛ زیرا مانند من، آن شخص هم در موقعیتی است که خون دل میخورد و در عین حال، غذایش در نزد لب و دهانش قرار دارد.
هوش مصنوعی: اگر بعد از مرگ من، کفن مرا باز کنی، خواهی دید که دلم از آتش غم سوخته و به رنگ لاله درآمده است.
هوش مصنوعی: اگر مردن موجب غم و اندوه برای مردم زمانه باشد، باید بدانید که اهالی دلشکسته و ناامید، غم و اندوهشان از زندگی کردن است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.