حسن کس از دلم آن شکل و شمایل نبرد
مرهم درد توام وصل کس از دل نبرد
هیچ دل جان نبرد از غم عشق تو برون
هیچکس کشتی ازین ورطه بساحل نبرد
دل هر کس که قبول تو نشد مقبل نیست
حسن مقبول تو غیر از دل قابل نبرد
عشرت همنفسان ناله من ماتم کرد
هیچ عاقل من دیوانه به محفل نبرد
بار در کعبه دل یافت بخدمت اهلی
هرکه خدمت نکند بار بمنزل نبرد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر درباره عشق و دلبستگی عمیق به معشوق است. شاعر بیان میکند که هیچکس نمیتواند زیبایی و魅بت معشوق را از دل او بگیرد و هیچ کس نمیتواند غم عشق او را تحمل کند. همچنین، اشاره میکند که دلهایی که پذیرای عشق نیستند، ارزشمند نیستند. شاعر از درد و نالههای ناشی از عشق صحبت میکند و میگوید که در جمعهای شاد نیز به خاطر عشقش غمگین است. در نهایت، تأکید میکند که هرکس به عشق واقعی نمیرسد و تنها آنهایی که به معشوق خدمت میکنند، بار عشق را به درستی تحمل میکنند.
هوش مصنوعی: حسن کسی که در دل من است، به هیچوجه نمیتواند آرامشبخش درد من باشد. هیچکس نتوانسته است بهجا و یاد تو از دل من بیرون برود.
هوش مصنوعی: هیچ دلی نمیتواند از غم عشق تو رهایی یابد و هیچکس نمیتواند از این دریا به ساحل نجات برسد.
هوش مصنوعی: اگر کسی نتواند تو را بپذیرد، دل او شایسته پذیرش زیباییهای تو نیست. زیبایی تو تنها به دلهای شایسته راه مییابد.
هوش مصنوعی: هرگز کسی که عاقل است، دیوانهای مانند من را به محفل خود راه نمیدهد، زیرا اینجا در بین دوستانم فقط ناله و گریه وجود دارد.
هوش مصنوعی: هرکسی که دلش را در کعبه عشق بگذارد و خدمت به دیگران را بیاموزد، قطعاً بار محبت و عشق را به مقصد میبرد. اما کسی که از خدمت به دیگران دریغ کند، هرگز به مقصد نخواهد رسید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
دل ما را به فسون جادوی بابل نبرد
هر که از بهر وفا جان ندهد دل نبرد
کی کسی رنگ وفا می طلبد، ور نه به حشر
دست ما آب رخ دامن قاتل نبرد
بیخودی راه نماید به تو مجنون تو را
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.