بر شمع فلک حسنت آن لحظه که ناز آرد
از جلوه گه نازش با خاک نیاز آرد
گر طایر قدسی را بر خال تو چشم افتد
از سیر حقیقت رو در دام مجاز آرد
جانبخش لبی داری کاندم که سخن گوید
از وادی خاموشی صد گمشده باز آرد
ای ظالم کافر دل وی کافر ظالم خو
داغ تو مرا تا کی در سوز و گداز آرد
هرچند ز ناز آن مه آزرده کند دلها
اهلی تو نیاز آور شاید که بناز آرد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر درباره زیبایی و جذابیت معشوقهای صحبت میکند که چنان دلنشین و دلربا است که حتی فرشتگان را به زیباییاش جذب میکند. شاعر از احساسات عمیق و دردهایی که ناشی از عشق و جدایی است، سخن میگوید. او به زیبایی لب معشوقه اشاره میکند که میتواند حتی سکوت را به سخن وادارد. شاعر به نوعی در عذاب و سوز و گداز ناشی از این عشق افراطی است و در عین حال امیدوار است که عشق و زیباییهای معشوقه بتوانند دلهای آزرده را آرام کنند.
هوش مصنوعی: در آن لحظهای که زیبایی تو جلوهگر میشود، مانند شمعی در آسمان، زمین با همه نیازمندیاش به تو اشاره میکند و از تو طلب کمک میکند.
هوش مصنوعی: اگر پرندهای از عالم قدس بر ديدار تو چشم بیفکند، از سفر واقعیاش به دام عالم مجاز خواهد افتاد.
هوش مصنوعی: تو لبانی داری که میتواند از سکوت چیزی بگوید و گمشدههای بسیار را بار دیگر به یاد بیاورد.
هوش مصنوعی: ای ظالم و کافر، دل تو هم مانند خودت بیرحم و کافر است. سوز و گداز ناشی از داغی که به دل من زدی، تا کی ادامه خواهد داشت؟
هوش مصنوعی: با وجود این که آن معشوق با زیبایی و ناز خود دلها را به درد میآورد، اما شاید با عطوفت و محبتش بتواند دلها را تسکین دهد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.