حدیث ما و تو هر بوالهوس نمیداند
زبان عاشق و معشوق کس نمیداند
من از حدیث تو مستم رقیب از شکرت
سخن سرایی طوطی مگس نمیداند
دل ترا چه غم از من که مرغ آزادست
بلای عشق و جفای قفس نمیداند
چنان گرفت دلم بی تو خو به تنهایی
که غیر ناله خود همنفس نمیداند
گذشت ناله اهلی ز عرش رحمی کن
که جز وصال تو فریاد رس نمیداند
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به احساسات عمیق عاشقانه و تنهایی شاعر اشاره دارد. شاعر میگوید که هیچکس نمیداند که عشق او و معشوقش چه معنایی دارد. او خود را مست عشق معشوق میداند، در حالی که رقیب او تنها میتواند حسادت کند. دل شاعر به خاطر جدایی از معشوق به شدت رنج کشیده و او در تنهایی خود فقط میتواند فریاد بزند. در نهایت، شاعر از خدای رحمان میخواهد که به او کمک کند، زیرا جز وصال محبوبش، هیچکس نمیتواند او را نجات دهد.
هوش مصنوعی: داستان و گفتگوهای ما برای هر کسی قابل درک نیست، چرا که هیچکس زبان عشق و ارتباطات عاشق و معشوق را نمیشناسد.
هوش مصنوعی: من تحت تأثیر داستانهای تو هستم و رقیب من تنها از زیباییات سخن میگوید. طوطی (که نماد سخنوری است) هم نمیداند که چگونه در این مورد صحبت کند.
هوش مصنوعی: دل تو چرا نگران من است، در حالی که من آزاد هستم و از مشکلات عشق و سختی قفس بیخبرم؟
هوش مصنوعی: دلم به قدری به تنهایی عادت کرده که جز نالههای خودم هیچ چیز دیگری را درک نمیکند و هیچ همنفسی ندارم.
هوش مصنوعی: اهل معرفت از عرش بالا ناله و فریاد میکند؛ پس رحم کن و پاسخ بده، زیرا هیچکس جز تو نمیداند که چگونه به کمک بیاید و کمک کند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.