عجب که شمع شبی در سرای من سوزد
من آن نیم که کسی از برای من سوزد
مجال خواب چو شمعم بهیچ پهلو نیست
ز بسکه داغ تو سر تا بپای من سوزد
چنین که آتش آهم زبانه زد ترسم
که آه من دگری را بجای من سوزد
اگر فرو نخورم ناله در جگر بیم است
که همدمان مرا ناله های من سوزد
شرار سینه نه تنها بلای من اهلی است
که هرکه مینگرم در بلای من سوزد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از احساس درونی خود نسبت به عشق و درد ناشی از آن سخن میگوید. او با استفاده از تصاویر شمع و آتش، بیان میکند که مانند شمعی که در شب میسوزد، او نیز در آتش عشق میسوزد. شاعر احساس میکند که داغ عشق او را دربرگرفته و نمیتواند آرامش یافته و بخوابد. او نگران است که درد و آههایش بر دیگران تأثیر بگذارد و باعث رنج آنها نیز شود. در نهایت، شاعر اشاره میکند که این شعلههای آتش نه تنها مختص خود اوست، بلکه هر کس به او نگاه کند، تحت تأثیر درد او قرار میگیرد و میسوزد.
هوش مصنوعی: عجب است که شمعی در شب در خانهام بسوزد، در حالی که من آن شخصی نیستم که کسی به خاطر من ناراحت یا دلسوز باشد.
هوش مصنوعی: وقتی به خواب میروم، مانند شمعی هستم که به هیچ طرف نمیتوانم بروم. این حالت به خاطر شدت داغی توست که از سر تا پای من را میسوزاند.
هوش مصنوعی: زمانی که آتش آه من شعلهور میشود، نگرانم که این آه به جان دیگری بیفتد و او را به جای من بسوزاند.
هوش مصنوعی: اگر نتوانم ناله ای را در دل خود نگه دارم، می ترسم که همدردانم از ناله های من دچار درد و رنج شوند.
هوش مصنوعی: آتش درون سینهام تنها مشکل من نیست، بلکه هر کسی که به من نگاه کند، از درد و رنج من میسوزد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.