شاید که پرده زان رخ باد صبا گشاید
روی گشاده او کار مرا گشاید
ما را ز بوی یوسف نگشود هیچ کاری
شاید که آن سهی قد بند قبا گشاید
زان آفتاب خوبان یکذره کم نگردد
گر چشم التفاتی بر حال ما گشاید
این ناز و سر بلندی کاین سرو ناز دارد
کی نرگسش سوی ما چشم رضا گشاید
اهلی منال از آن بت کز ناز برتو دربست
یک در اگر به بندد صد در خدا گشاید
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به زیبایی و محبت معشوق اشاره میکند و امید دارد که روزی از زیبایی و ناز او بهرهمند شود. او با استفاده از نمادهایی چون یوسف و آفتاب، longing برای توجه و نگاه معشوق را بیان میکند. همچنین، به ناز و سر بلندی معشوق و محدودیتهایی که عشق برای او به وجود آورده، اشاره میکند و در نهایت بیان میکند که اگر معشوق دری را بر او ببندد، خداوند درهای دیگری را به رویش خواهد گشود.
هوش مصنوعی: شاید نسیم صبح پرده را کنار بزند و چهره معشوق را نشان دهد و بدین ترتیب کارهای من آسان شود.
هوش مصنوعی: هیچ کاری نتوانسته ما را از عطر یوسف رها کند، شاید روزی آن معشوق زیبا، بسته شدن چادرش را باز کند.
هوش مصنوعی: این جمله میگوید که حتی اگر یک لحظه از زیبایی و درخشش آن آفتاب خوبان کاسته نشود، به تنها دیدن و توجهی که به حال ما میشود، تغییری در این زیبایی ایجاد نخواهد کرد. به بیان دیگر، زیبایی و جذابیت آنها تحت تأثیر توجه ما قرار نمیگیرد.
هوش مصنوعی: این زیبایی و وقار که این جوانی دارد، کی نرگس او به ما نگاه محبت آمیز خواهد کرد؟
هوش مصنوعی: اگر آن معشوقهی زیبا به خاطر ناز و غرورش یک در را به روی تو ببندد، خداوند صد در را به روی تو باز خواهد کرد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.