گفتم ار عاشق شوم گاهی غمی خواهم کشید
من چه دانستم که بار عالمی خواهم کشید
زهر پنهان در می عشق است اما دلکش است
کشته هم گر میشوم زین می دمی خواهم کشید
چشم خونریز تو گر مردم کشی زین سان کند
در سر کوی تو هر دم ماتمی خواهم کشید
آتش محرومیم تیزست و نتوان باتو گفت
این سخن باری بگوش محرمی خواهم کشید
چاک شد زان لب دلم اهلی کمال شوق بین
کاینچنین زخمی به یاد مرهمی خواهم کشید
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از عشق و دردهای ناشی از آن صحبت میکند. او بیان میکند که اگر عاشق شود، قطعاً غمهایی را تجربه خواهد کرد و نمیدانسته که این عشق بار سنگینی بر دوش او خواهد گذاشت. شاعر به زهر پنهان در عشق اشاره میکند که گرچه تلخ است، اما جذاب و دلکش نیز به نظر میرسد. او نشان میدهد که حتی اگر در این عشق کشته شود، همچنان بخواهد از آن مینوشد. همچنین به محبوبش اشاره میکند و میگوید که چشمان او میتواند جان افراد را بگیرد و در کوی او دائماً در حال سوگواری است. در نهایت، شاعر از زخمهای ناشی از عشق سخن میگوید و میخواهد یادگاری از این شوق و درد را به جا بگذارد.
هوش مصنوعی: گفتم اگر عاشق شوم گاهی ناراحتیهایی را تحمل خواهم کرد، اما نمیدانستم که باید بار سنگین تمامی مشکلات و دردها را به دوش بگذارم.
هوش مصنوعی: عشق همچون زهر پنهانی است که در دل آن شیرینی وجود دارد. حتی اگر به خاطر این عشق جانم را از دست بدهم، باز هم میخواهم لحظهای از آن لذت ببرم.
هوش مصنوعی: اگر چشم خونین تو باعث کشتن مردم شود، من هر روز در کوی تو عزاداری خواهم کرد.
هوش مصنوعی: آتش دوری از تو بسیار تند و سوزان است و نمیتوانم این درد را با تو در میان بگذارم. تنها از کسی که رازدارم، میخواهم تا این سخن را بشنود.
هوش مصنوعی: لبهای کسی که دوستش دارم، دلم را چاک کرده است. با کمال شوق میبینم که اینچنین زخم عمیقی به یاد او، نیاز به مرهمی دارد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.