آن تقوی ام که از همه کس احتراز بود
تقوی نبود مایه صد کبر و ناز بود
ساقی که می بخرقه این توبه کار ریخت
خوش کرد اگرنه قصه تقوی دراز بود
روشن بود چراغ تو ای پیر زانکه من
هر وقت کآمدم در میخانه باز بود
از جنگ و بحث مدرسه رفتم بمیکده
دیدم میان درد کشان صد نیاز بود
اهلی شکست کار تو میخواست مدعی
بیچاره غافل از کرم کارساز بود
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر بیانگر مفهوم تقوی و ریاکاری است. شاعر میگوید تقوی واقعی به معنای پرهیز از دیگران نیست، بلکه ریا و کبر است. او اشاره میکند که اگر ساقی می، در دل کاسبهایی که به توبه پرداختهاند، ریخته باشد، خوب است وگرنه داستان تقوی طولانی و بیفایده است. شاعر همچنین بر این نکته تأکید میکند که با وجود حضور در میخانه، چراغ هدایت پیر و دانا همیشه برایش روشن بوده است. او از کارهای علمی و جدالهای مدرسه به میخانه آمده و در آنجا نیازهای واقعی را یافته است. در نهایت، شاعر به آگاه نبودن افرادی اشاره میکند که نتوانستهاند کرم و کمک خداوند را درک کنند.
هوش مصنوعی: تقوایی که فقط به این دلیل باشد که از دیگران جدا شده و دوری گزینیم، در واقع تقوای واقعی نیست، بلکه منبعی از تکبر و خودبزرگبینی است.
هوش مصنوعی: اگر ساقی که شراب میریزد، توبهام را بشکند و به من خوشی بدهد، خوب است؛ زیرا اگر بخواهم درباره تقوا و پرهیزکاری صحبت کنم، داستانش بسیار طولانی و عذابآور خواهد بود.
هوش مصنوعی: چراغ تو همیشه روشن بود، ای پیر، زیرا هر بار که به میخانه آمدم، در آن باز بود.
هوش مصنوعی: از بحث و جدلهای مدرسه دور شدم و به میخانه رفتم. در آنجا دیدم که میان افرادی که رنج میبرند، نیازهای زیادی وجود دارد.
هوش مصنوعی: اهلی به دنبال شکست تو بود، اما او نمیدانست که در پس پرده نعمت و بخشش بزرگی وجود دارد که میتواند مشکل را حل کند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
امشب که دست نالة زارم بساز بود
در بزم دل، مدار به سوز و گداز بود
چشم سفید گشته گرفتم به لخت دل
این بود بر رخم در صبحی که باز بود
یک دم که تُرک چشم تو غافل ز ما گشت
[...]
خوش آنکه شمع خلوتم آن سروناز بود
وز هر که بود غیر منش احتراز بود
سرگرم ناز او همه شب با من وز شوق
تا صبح کار من همه عجز و نیاز بود
زینسان ز عشق خار نبودم که در برش
[...]
دیشب که چشم مست تو خاطر نواز بود
تا صبح بر رخم در میخانه باز بود
روزی که عشق، خاک دیار نیاز گشت
سرو تو خوشخرام، به گلگشت ناز بود
تا دلخراش بلبل من ذوق ناله داشت
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.