قومی نشسته با تو و می نوش میکنند
قومی برون در سخنی گوش میکنند
من خود هلاک آنکه ز دورت نظر کنم
مردم خیال بوسه و آغوش میکنند
آه و فغان بر آرم از این سنگدل بتان
زین جورها که با من خاموش میکنند
من آن شهید غرقه بخونم که چون مگس
خیل فرشته بر سر من جوش میکنند
حاشا که در بتان نبود شیوه وفا
اهلی منال کز تو فراموش میکنند
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، گوینده به وضعیت دردناک و تنهایی خود اشاره میکند. او میبیند که گروهی در کنار او به خوشگذرانی مشغولند و در حالی که او غمگین و دلشکسته است، دیگران به عشق و بوسه فکر میکنند. او از سنگدلی معشوقش شکایت دارد که چگونه به او توجهی نمیکند و به او بیمحلی میشود. گوینده خود را شبیه به شهیدی میداند که در میان فرشتهها غرق در خون است، و در نهایت به وفا نکردن معشوقش اشاره میکند و میگوید که چنین رفتاری در آنها وجود ندارد.
هوش مصنوعی: گروهی در کنار تو مشغول نوشیدن میباشند و گروهی دیگر در بیرون به سخنانی گوش میدهند.
هوش مصنوعی: من خود را فدای کسی میکنم که وقتی از دور به او نگاه میکنم، خیال بوسه و آغوشش در ذهنم میآید.
هوش مصنوعی: من از این بتهای سنگدل، که با سکوت خودم را آزار میدهند، آه و ناله میکنم.
هوش مصنوعی: من همان شهیدی هستم که در خون خود غوطهورم و مانند مگس، گروهی از فرشتگان بر سر من جمع میشوند.
هوش مصنوعی: هرگز نمیتوان باور کرد که در معشوقان، وفاداری وجود ندارد. ای دل آرام بگذار که از فراموشی تو درد نکشم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
کرّوبیان چو نالهٔ من گوش میکنند
تسبیح ذکر خویش فراموش میکنند
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.