خوبان همه محبوب دل و آفت جانند
هرچند که من وصف کنم بهتر از آنند
در عبد تو شیرین دهن آن طفل نزاید
کش چاشنی شهد محبت بچشانند
تیر تو نشان مردمک دیده ما کرد
صاحب نظران در همه عالم به نشانند
خون گریه کند هرکه شود واقف حالم
پس حال من خسته همان به که ندانند
از مردمک دیده ما وصف لبت پرس
کاندر صفت لعل لبت خون بچکانند
شیرین دهنان را غم فرهاد وشان نیست
هرچند که اینطایفه دیدیم همانند
غم نیست که از بهر بتان دین رود از دست
دین من و ایمان من این طرفه بتانند
اهلی که ز خوبان بود امید هلاکش
وقت است که از بند امیدش برهانند
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف عشق و محبوبیت خوبان میپردازد. شاعر اعتقاد دارد که موجودات زیبا و محبوب، دل را خوش میکنند و آفت جان هستند. هر چه که او از زیبایی و محبتی بگوید، هنوز هم آنها فراتر از وصف او هستند. او به شیرینی محبت و ارتباط میان خود و محبوب اشاره میکند و بر تأثیر آن بر احساسات و حالش تأکید میکند. در نهایت، شاعر به ناامیدی و غم ناشی از عشق میپردازد و از نیاز به رهایی از بند امید به محبت خوبان سخن میگوید.
هوش مصنوعی: این عبارت بیانگر این است که آدمهای زیبا و نیکو همواره مورد عشق و توجه دلها هستند و اگرچه من تلاش کنم که آنها را وصف کنم، باز هم توصیف من نمیتواند به اندازه واقعی آنها باشد. به عبارت دیگر، زیبایی و محبوبیت آنها فراتر از هر توضیح و وصفی است.
هوش مصنوعی: اگر کسی به بندگی تو درآید، آن گاه نوزادی شیرینزبان متولد نخواهد شد، چراکه عشق و محبت تو مانند شهد شیرین او را سیراب میکند.
هوش مصنوعی: تیر تو، که همان عشق یا جذبه توست، به هدف چشم ما اصابت کرد. در نتیجه، همهی صاحبنظران و کارشناسان در تمام دنیا به این اثر و نشانه هدایت شدهاند.
هوش مصنوعی: کسی که از وضعیت من آگاه شود، بیتردید اشک میریزد. بنابراین بهتر است حال من را کسانی ندانند که از این خستگی بیخبرند.
هوش مصنوعی: از مردمک چشم ما درباره تو سخن میگویند. چرا که در توصیف لبهای زیبایت، مانند لعل (سنگ قیمتی) آنقدر جذاب و دلنشین هستند که خون را به یاد میآورند.
هوش مصنوعی: افراد شیرینزبان و خوشبیان هیچ غمی از عشق فرهاد ندارند، هرچند که اینگونه افراد را در اطراف خود دیدهایم.
هوش مصنوعی: غمی ندارم که برای عشق بتها دین و ایمانم را از دست بدم، چون این بتها خودشان شگفتانگیزند.
هوش مصنوعی: اگر کسی که با انسانهای خوب و نیکو آشنا است، دچار ناامیدی شود، به احتمال زیاد به زودی با خطراتی روبهرو خواهد شد. این ناامیدی ممکن است عواقب جدی برای او به همراه داشته باشد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
این شوخ سواران که دل خلق ستانند
گویی ز که زادند و بخوبی به که مانند
ترکند به اصل اندرو شک نیست ولیکن
از خوبی و زیبایی خورشید زمانند
میران سپاهند و عروسان وثاقند
[...]
صوفی اگرش باده ی صافی نچشانند
صاحبنظران صوفی صافیش نخوانند
بنگر که مقیمان سراپرده ی وحدت
در دیر مغان همسبق مغبچگانند
رو گوش کن از زمزمه ی ناله ناقوس
[...]
آنها که مقیمان خرابات مغانند
ره جز به در خانه خمار ندانند
من بنده رندان خرابات مغانم
کایشان همه عالم به پشیزی نستانند
سر حلقه ارباب طریقت به حقیقت
[...]
ای نام تو تاج سر هر نامه که خوانند
نام تو بخوانند ونشان تو ندانند
گر تیر نظر را بنشانم به نشانی
با کج نظران راست نیاید که کمانند
وصف تو همان است که گفتند و شنیدیم
[...]
رندان همه مستند و می از جام ندانند
بی نام و نشانند از این نام نشانند
در صومعه گر زاهد رعناست مجاور
رندان به سراپردهٔ میخانه روانند
خوش آینه دارند در آن آینه روشن
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.