سفید موی و سیه نامه از گنه تا چند؟
چو نامه روی سفید و درون سیه تاچند؟
چو شمع چند بسوزم بکنج غم بی تو
کسی بهر زه کند عمر خود تبه تا چند؟
جهان بدیدن دیدار دوست خوش باشد
وگرنه دیدن رخسار مهر و مه تا چند؟
تو ساقی دگران ما بدیده حسرت
هلاک یک نظر و مست یک نگه تا چند؟
برادران طریقت چرا نمی پرسند
که یوسف دل مسکین اسیر چه تا چند؟
دلا چو نشود آن بت فغان و زاری تو
ز شوق اینهمه فریاد و آه و وه تاچند؟
بگرد یار صبا هم نمی رسد اهلی
ترا دو دیده ز امید او بره تا چند؟
شادم که وجودم همه سیلاب عدم برد
کز کوی تو بنیاد بلا خانه غم برد
هرکو ستمی برد هم اندک فرجی یافت
مسکین دل من بود که تا بود ستم برد
تا چند جفا کز ستمت مرغ حرم هم
فریاد ز بیداد تو بر مرغ حرم برد
پنهان ز حسودان قدحی گرم کن ایشیخ
کز دست لییمان نتوان نام کرم برد
اهلی ز خیال دهنت هیچ عجب نیست
گر غنچه صفت سر بگریبان عدم برد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به احساسات عمیق ناامیدی و حسرت نسبت به معشوقش اشاره میکند. او از سفید مویی و نامهای با درون سیاه صحبت میکند که نماد گناه و عذاب خاطر است. شاعر میگوید که حتی با سوزاندن خود مانند شمع در گوشهای از غم، عمرش تلف میشود و به یادی از عشق برمیخیزد. او به زیباییهای دیدار معشوق و احساسات حسرتبار ناشی از دوری از او اشاره دارد. شاعر از دوستان و برادران طریقت میپرسد که چرا از حال دل او نمیپرسند. در نهایت، او نشان میدهد که با وجود درد و رنج فراوان، امید به معشوق هنوز در دل او زنده است.
هوش مصنوعی: این شعر به بیان این نکته میپردازد که چرا باید به ظواهر و گناهان گذشته اهمیت داد، در حالی که ظاهر سفید مو نشاندهنده پیری و تجربه است، اما اگر درون انسان سیاه باشد و پر از گناه، چه ارزشی دارد؟ به عبارتی دیگر، درون انسان باید سالم و پاک باشد و ظاهر نمیتواند تنها معیار قضاوت باشد.
هوش مصنوعی: به مانند شمعی که برای عشق تو میسوزم و در گوشهای از غم و تنهاییام نشستهام، آیا کسی هست که به یاد من باشد و عمرش را برای این عشق تباه کند؟ تا کی باید به این حال ادامه دهم؟
هوش مصنوعی: دیدن دوست و محبوب لذتبخش و خوشایند است، اما اگر این دیدار نباشد، دیدن زیباییهای دیگر مانند خورشید و ماه چه فایدهای دارد؟
هوش مصنوعی: ای تو نوشندهٔ شراب، ما با حسرت به دیگران نگاه میکنیم و آرزو میکنیم که فقط یک نظر از تو نصیب ما شود و با یک نگاهت مست شویم. تا کی باید این حسرت را تحمل کنیم؟
هوش مصنوعی: برادران طریقت چرا از حال دل مسکین، که همچون یوسف در اسیری به سر میبرد، خبری نمیپرسند و توجه نمیکنند که این وضعیت تا کی ادامه خواهد داشت؟
هوش مصنوعی: ای دل، وقتی که آن معشوق پاسخگو نیست، چرا اینقدر از عشق و longing ناله و فریاد میکنی؟ تا کی میخواهی اینگونه ناله و آه بکشی؟
هوش مصنوعی: به دنبال محبوب بگرد، اما نسیم صبح هم به تو نمیرسد. با دو چشمان پر از امید به او نگاه کن، اما تا کی این وضعیت ادامه خواهد داشت؟
هوش مصنوعی: خوشحالم که وجود من مانند سیلابی در دل هیچ و عدم غرق شده است، زیرا از جاده تو، رنج و غم دور شده و دنیای من خالی از دردهاست.
هوش مصنوعی: هرکس که کمی ظلم و ستم را تحمل کند، در نهایت به نوعی نجات و آرامش میرسد. اما دل بیچاره من به دلیل ستمهایی که دیده، همیشه در رنج و عذاب بوده است.
هوش مصنوعی: چقدر باید به من ظلم کنی که حتی پرندههای حرم هم از بیعدالتی تو فریاد میزنند و شکایت میکنند.
هوش مصنوعی: پنهان از چشم حسودان، بادهای گرم بیاور که از دست دوست، نمیتوان به خوبیهای او اشاره کرد.
هوش مصنوعی: نمیتوان از خیالات زیبا و دلنشین تو انتظار داشت که گلهایی از وجود را از تاریکیها و عدم به دوش کشند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ایا بلایه، اگر کارت تو پنهان بود
کنون توانی، باری، خشوک پنهان کرد
به فال نیک و به روز مبارک شنبد
نبیذگیر و مده روزگار نیک به بد
به دین موسی امروز خوشترست نبیذ
بخور موافقتش را نبیذ نو شنبد
اگر توانی یکشنبد از صبوحی کن
[...]
جهان چو چشم نگاران خرگهی گردد
که از خمار شبانه نشاط خواب کنند
دو دسته کاغذ سعدی نواختم فرمود
به حسب خواجه مؤید شهاب دین احمد
اگر به مدح محمد همه سیه نکنم
هزار . . .یر خر اندر . . . س زن اسعد
و منه قیل للاسیر عان، و فی الحدیث: «انّما النساء عندکم عوان».
ملیک علی عرش السّماء مهیمن
و قال امیة بن ابی الصلت:
لعزّته تعنو الوجوه و تسجد.
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.