آب حیات کس بجز از جرعه کش نخورد
هرکس که توبه ز می آب خوش نخورد
هیچ از نعیم بزم بهشتش نصیب نیست
هرکس که باده با صنمی حوروش نخورد
در خون کشیدیم چکنم کز جفای بخت
دستم بدامن تو درین گیرو کش نخورد
زلفت گذشت بر رخ و روی تو چین گرفت
هرگز سپاه روم شکست از حبش نخورد
اهلی هزار شکر که چون شیخ خانقه
می در لباس زهد بدستار و فش نخورد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به موضوعات عشق، بادهنوشی و توبه اشاره میکند. او بیان میکند که تنها کسانی که از لذتهای عشق و باده مینوشند، میتوانند از زندگی واقعی و نعمتهای بهشت بهرهمند شوند. همچنین، شاعر به حوادث زندگی و جفای بخت اشاره میکند و از عشق و جذبیتی که در وجود محبوبش دارد میگوید. در نهایت، او به تضاد بین زهد ظاهری و لذتهای معنوی اشاره کرده و تأکید میکند که عارفان واقعی نیز در عین زهد، از لذتهای عمیق زندگی غافل نیستند.
هوش مصنوعی: هیچکس جز کسی که از شراب جرعهنوشی نکرده، طعم آب حیات را نمیداند. هر کسی که از شراب خوب دوری کند، از زندگی واقعی هم محروم میشود.
هوش مصنوعی: هر کسی که در میانهی جشن و شادی بهشتی، از شراب سوء استفاده کند و با زیباییهای زندگی دنیا ارتباط برقرار نکند، بهرهای از نعمتهای بهشت نخواهد داشت.
هوش مصنوعی: در حالتی ناامیدانه و غمانگیز، از زندگی و سرنوشتم شکایت میکنم که با وجود تمام تلاشها و رنجهایی که کشیدهام، هنوز نتوانستهام به آرزوهایم برسم و تنها به تو برای کمک و نجات امید بستهام.
هوش مصنوعی: زلف تو که بر چهرهات افتاد، باعث شد که چین و چروک بیفتد و هیچگاه سپاه روم از عشق دست نیافت.
هوش مصنوعی: اهلی به خاطر سادگی و صداقت خود، شکرگزار است که مانند یک روحانی در لباس زهد و پارسایی به ظاهر میرسد، اما در واقع از نوشیدن شراب و لذتجویی غافل نیست.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.