مستان تو گر باغ و بهاری طلبیدند
از درد سر خلق کناری طلبیدند
هرکس که درین بادیه کشته چو مجنون
هر پاره او در سر خاری طلبیدند
راه همه در معرکه عشق بتان نیست
کاین قوم ز صد خیل سواری طلبیدند
می باد گران خور که مرا پاس تو کارست
در کوی تو هرکس پی کاری طلبیدند
بی روی تو مشنو که بشمع مه و خورشید
از اهلی گمگشته غباری طلبیدند
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به توصیف حال و وضعیت عاشقان میپردازد. او میگوید که اگر کسی در جستجوی خوشی و عشق باشد، باید از درد و رنج دیگران کناره بگیرد. هر کسی که در این راه عشق دچار سختی شده است، باید به جستجوی حقیقت خود برود. همچنین اشاره میکند که راه عشق به سادگی در دسترس نیست و بعضی افراد در انتظار سوارانی از صد خیل هستند. شاعر از می و عشق سخن میگوید و میخواهد که دیگران هم در جستجوی عشق و حقیقت باشند، چرا که بدون روی محبوب، کسی نمیتواند چیزی را بیابد.
هوش مصنوعی: اگر عاشقان تو از زندگی و زیباییها درخواست کنند، به خاطر درد و مشکلات دیگران از آنها فاصله میگیرند.
هوش مصنوعی: هر کسی که در این راه پرخطر و دشوار مانند مجنون کشته شده باشد، هر تکه از او را در جستجوی مشکلی پیدا میکنند.
هوش مصنوعی: تمام مسیرها در دنیای عشق به زیباییها و معشوقها ختم نمیشود، زیرا این گروه به دنبال نیروهای زیادی برای پیروزی هستند.
هوش مصنوعی: بگذار باد سنگینی کند، زیرا وظیفه من مراقبت از توست. در کوچههای تو، هر کسی به دنبال کار و هدف خودش است.
هوش مصنوعی: بدون حضور تو، نشنیدن صدای کسی چون شمعی که به مه و خورشید گمگشتهای از غبار طلب میکند، بیمعناست.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.