دوش از دیرم ملک در حلقه او را برد
ناگه آن بت پیش چشمم آمد آنها باد برد
عشق او بازی ببازی دست عقلم تاب داد
شوخی شاگرد آخر پنجه استاد برد
سالها پرورد یوسف را بجان یعقوب زار
چون عزیز مصر گشت اورا تمام از یاد برد
من غلط کردم که اول ره ببستم بر سرشک
قطره قطره سیل گشت و خانه از بنیاد برد
خسرو از بخت است شیرین کام آه از دست بخت
رنج ضایع در جهان از طالعش فرهاد برد
عندلیب عاشق از بیداد گل هرچند سوخت
کافرم گر غیر او پیش کسی فریاد برد
اهلی، آن بازیچه دیدی کان تذرو خوش خرام
چون بدام افتاد و چون رفت و دل از صیاد برد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به بیان احساسات عاشقانه و درد و رنجی که از عشق غیرممکن و دوری معشوق ناشی میشود، پرداخته است. او از خاطرات عشق و لحظات خوشی که با معشوق داشته یاد میکند، در حالی که اکنون در حسرت و اندوه به سر میبرد. شاعر به سرنوشت تلخ عاشقان و سرنوشت یوسف و یعقوب اشاره کرده و به نوعی سرنوشت را عاملی برای از دست دادن عشق میداند. در نهایت، او از بخت بد و تاثیرات منفی آن بر عشق و زندگیاش سخن میگوید. این شعر به خوبی احساسات عمیق و پیچیده انسانی را به تصویر میکشد.
هوش مصنوعی: دیشب در حالی که در میخانه بودم، ناگهان آن معشوقهی زیبا و دلربا جلوی چشمانم ظاهر شد و من را به خودش جلب کرد.
هوش مصنوعی: عشق او مانند بازی است که عقل من را به چالش میکشد و در نهایت، من به شوخی از زحمتهای او پیروز میشوم.
هوش مصنوعی: سالها یوسف توسط یعقوب به شدت محبوب بود، اما وقتی که یوسف مقام عزیز مصر را به دست آورد، همه چیز را فراموش کرد.
هوش مصنوعی: من اشتباه کردم که در ابتدا راه را بر اشکهای او بستم، زیرا در نتیجه، اشکها مانند سیلی بزرگ شدند و همه چیزم را از بیخ و بن ویران کردند.
هوش مصنوعی: خسرو به خاطر سرنوشت خوبش با شیرینی زندگی میکند، اما آرزوی او برای داشتن یک زندگی خوشبخت به خاطر بدشانسیاش برآورده نمیشود. در این دنیا، فرهاد به خاطر تقدیر و سرنوشتش دچار ناراحتی میشود.
هوش مصنوعی: پرنده عاشق، با وجود اینکه از ظلم و ستم گل سوخته است، به کسی غیر از او شکایت نمیکند و همچنان در دلش فقط او را دارد.
هوش مصنوعی: در اینجا صحبت از یک جاندار است که به زیبایی در حال حرکت و بازی میباشد. اما وقتی که به دام میافتد، دیگر آزاد نیست و دلش از کسی که او را شکار کرده، گرفته میشود. این تصویر، نشاندهندهی احساس ضعف و ناتوانی در برابر سرنوشت و قضا است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
یاد آن مطرب که ما را هر چه بود از یاد برد
بادی اندر نی دمید اندیشه ها را باد برد
عمرها در کوی دانش خانه ای می ساخت عقل
موج زد طوفان عشق آن خانه از بنیاد برد
لذت غم های عشقت در مذاق جان نشست
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.