معلم را بگو فریاد از آن شوخ
ز شوخی کشت شهری داد از آن شوخ
ازین شیرینی گفتار ترسم
که صد شیرین شود فرهاد از آن شوخ
جفایی میکند کز صد وفا به
از آن با صد غمم دلشاد از آن شوخ
به یادش میخورم صد کاسه خون
به هر مجلس که آرم یاد از آن شوخ
سرای مهر را اهلی بنا کرد
بنای جور شد بنیاد از آن شوخ
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این ابیات به بیان تأثیرات مثبت و منفی یک شخص شوخ میپردازد. او از شوخیهای آن فرد به حیرت و شادی میرسد، اما در عین حال از ترس شیرینی کلامش و اینکه ممکن است دردسرساز شود، نگران است. با وجود اینکه آن فرد گاهی جفا میکند، اما او همچنان به یادش خوشحال میشود و در مجالس مختلف به یادش فکر میکند. در نهایت، شاعر به نقش افراد شوخ در بنیاد مهر و محبت اشاره میکند که میتواند به خطر بیفتد.
هوش مصنوعی: به معلم بگویید که از آن شخص شوخ و بازیگوش شکایت داشته باشد، زیرا شوخیهای او باعث دردسر و نارضایتی زیادی شده است.
هوش مصنوعی: از این لذتبخش بودن صحبتها میترسم که فرهاد به خاطر این شوخیها شیرینتر شود.
هوش مصنوعی: آن قدر که او با من بدی میکند، وفای او به مراتب بیشتر از آن است. با وجود صد گام غم، من از آن خوشحال و سرخوشم.
هوش مصنوعی: به خاطر او، در هر جمعی که حاضر میشوم، با میلیونها درد و اندوه روبهرویم و در یاد و خاطرهاش غمگین میشوم.
هوش مصنوعی: در این بیت، شاعر به ساخت و شکلگیری جایی اشاره میکند که موجب محبت و دوستی است، اما به تدریج به علت ویژگیهای نامناسب یا فعالیتهای افرادی خاص، این مکان به مکانی تبدیل شده که بر مشکلات و ناپایداریها تکیه دارد. در واقع، گاهی اوقات شیرینی و نشاط اولیه یک مکان تحت تأثیر رفتارهای ناخوشایند و ناپسند قرار میگیرد و آن را به محیطی سخت و دشوار تبدیل میکند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.