گرچه ز گلهای می دامن ما شستنی است
شستن دامن ز می غایت تر از دامنی است
به که نگردد رقیب دوست که این دیو ره
دشمنی اش دوستی دوستی اش دشمنی است
سوختگان را مبین خوار که آن شاه حسن
شب همه شب تا سحر همنفس گلخنی است
خیز و به میخانه کش رخت که در خانقه
در سر پیران ره وسوسه رهزنی است
اهلی اگر عاشقی فاش مکن سر عشق
قصه معراج دل نکته ناگفتنی است


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از تضاد می و محبت صحبت میکند و به این نکته اشاره میکند که شستن دامن از گلهای می، معنایی عمیقتر دارد. او بر این باور است که رقیب نباید به دوستیهای ظاهری اعتماد کند، چرا که این دوستی میتواند به دشمنی تبدیل شود. همچنین، او به سوختگان عشق میگوید که نباید تحقیر شوند، زیرا سرنوشت آنها با زیبایی و عشق پیوند خورده است. شاعر از میخانه به عنوان مکانی حقیقی برای عشق یاد میکند و هشدار میدهد که در خانقاه ممکن است آدمی دچار وسوسههای نادرست شود. در نهایت، اهلی تأکید میکند که عاشق بودن باید در خفا باشد و رازهای دل درخور افشا نیست.
هوش مصنوعی: اگرچه چیزی از میتواند دامن ما را پاک کند، اما شستشو و پاک کردن دامن از می بسیار نیکوتر و زیباتر است.
هوش مصنوعی: بهتر است که به رقیب دوست ننگری، زیرا این رقیب در ظاهر دوست است، اما در باطن دشمنیاش با دوست نمایان است.
هوش مصنوعی: به کسانی که در آتش عشق سوختهاند، بیاعتنا نباشید، چرا که آن نگار زیبا در تمام شبها تا سپیده دم، همدم و همصحبت با گلی در باغ است.
هوش مصنوعی: بهرهوری و لذت جستن از زندگی را فراموش نکن و به میخانه برو، زیرا در دنیای تجرد و زهد، وسوسهها و مشکلات زیادی وجود دارد.
هوش مصنوعی: اگر کسی عاشق شد، باید عشقش را بهطور آشکار بیان کند. ولی داستان عشق و دل، چیزی است که گفته نشده و هنوز رازهایی در آن نهفته است.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.