بی بخت و یارم مرا از مرگ چشم یاری است
این بخت خواب آلوده را خواب اجل بیداری است
خورشید بیمار تو شد رنگش گواهی میدهد
افتان و خیزان بر زمین از غایت بیماری است
دوری نباشد گر ز من پهلو تهی سازد سگت
کز پهلوی من وز و شب بیچاره در خونخواری است
چشمت خدنگ غمزه را از چپ نمود و راست زد
باما هنوز آن عشوه گر در شیوه عیاری است
بس لاله رخ کز داغ تو همچون گل رعنا شده
تن زرد و بیمار از غمت رویش ز خون گلناری است
مستم کن از لب کانچنین صبح قیامت شد مرا
دانی که در صبحی چنین مستی به از هشیاری است
آن نوغزال مست را از زاری عاشق چه غم
کان آهوی مشکین نفس اهلی سگ بازاری است
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر درباره حال و احوال شاعر در عشق و دلتنگی صحبت میکند. شاعر از بیچارگی خود نسبت به معشوقش صحبت میکند و به خواب آلوده بودن بختش اشاره دارد که در برابر مرگ و جدایی بیدارش میکند. او به وضعیت بیمار و زردرنگ معشوقش که از غم جدایی رنج میبرد، توجه میکند. همچنین، شاعر به زیبایی چشمان معشوقش و تاثیری که بر او دارد، اشاره میکند و در نهایت به اهمیت مستی از عشق در مقایسه با هشیاری میپردازد و میگوید این مستی در چنین صبحی بهتر از بیداری است. شعر در کل تصویری از عشق و درد جدایی را به تصویر میکشد.
هوش مصنوعی: من در غم و اندوه به سر میبرم و یارم باعث زندگیام است. در حالی که بخت من دچار خواب و ناآگاهی است، سرنوشت در حال نزدیک شدن به من است.
هوش مصنوعی: خورشید به خاطر حال و روز تو رنگش تغییر کرده و نشان از بیماری تو دارد؛ بر زمین افت و خیز میکند که بیانگر شدت بیماریات است.
هوش مصنوعی: وقتی تو از من دور باشی، دیگر نیستی که در کنارم باشی. سگی که در کنار من است، دچار غم و اندوه میشود و شبها در رنج و عذاب به سر میبرد.
هوش مصنوعی: چشمانت مثل تیرکمان نازک، غمزهای را به سمت چپ نشان داد و سپس به سمت راست به ما زد. اما هنوز آن دلبر در رفتار خود حالتی فریبنده و بازیگوش دارد.
هوش مصنوعی: بسیاری از لالههای زیبا که به خاطر غم تو پژمرده و بیمار شدهاند، چهرهشان زرد و متاثر است و رنگ صورتشان مانند خون گل انار است.
هوش مصنوعی: مرا از شراب عشق به وجد آور، زیرا در این روز قیامت، حالتی که به من دست داده، از حالت هوشیاری بهتر است.
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف دلسوزی و غم در عشق میپردازد. شاعر دربارهی یک گوزن زیبا و شاداب صحبت میکند که در حالتی ناشی از عشق دردمند است. این گوزن که به دنبال آزادیش است، از درد و رنجی که میکشد، با خبر است. Oh، این گوزن زیبا و شکوهمند در واقع به نوعی نشاندهندهی روحی سرزنده و لطیف است، اما در عین حال نشان میدهد که وابستگی و وضعیت کنونیاش به او لطمه میزند. عشقش او را رنجور کرده، اما ظاهراً به این درد عادت کرده و به نوعی زندگی را ادامه میدهد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.