کشتهٔ تیرت که ازوی استخوانها مانده است
گرچه خود رفت از میان اما نشانها مانده است
حسرت درد تو با من ماند و جان و دل نماند
شکر ایزد گرچه آنها رفت اینها مانده است
گر پرد بر خاک ما مرغ هوا گردد کباب
بس که در خاکستر ما سوز جانها مانده است
تا ابد عشق من و حسن تو ماند در میان
زانکه در هر گوشه از ما داستانها مانده است
گر نماند از بار محنت اهلی مجنونصفت
باری از عشق تو نامش بر زبانها مانده است
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به یاد محبوبی میافتد که از بین رفته است، اما نشانهها و یادبودهای او همچنان باقی ماندهاند. او حس درد و حسرت را در دل خود حس میکند و گرچه خودش خالی است، اما با یاد محبوبش شکرگزاری میکند که هنوز یاد و آثار او باقیست. همچنین اشاره میکند که عشق و داستانهای محبتشان تا ابد در دل او و دیگران زنده خواهد ماند و حتی اگر از رنجهایش کم شود، نام عشق او بر زبانها باقی خواهد ماند.
هوش مصنوعی: این شعر به این معناست که کسی که به دست تو آسیب دیده یا کشته شده، هر چند که خود او از میان رفته، اما نشانهها و آثار آن واقعه هنوز باقی مانده است. این نشان میدهد که اثرات اقدامات و حوادث همواره باقی میمانند و نمیتوان آنها را نادیده گرفت.
هوش مصنوعی: حسرت و درد ناشی از جدایی تو همیشه با من باقی ماند و دیگر توان و انرژی برای من نمانده است. با این حال، شکر خداوند را که هنوز این احساسات در من وجود دارد، هرچند که جان و دل من رفتهاند.
هوش مصنوعی: اگر پرندهای بر خاک ما نشیند، بر اثر آتش و گرمایی که از وجود ما برخاسته، کباب خواهد شد؛ زیرا در خاکستر ما آتش جانها و امیدها همچنان وجود دارد.
هوش مصنوعی: عشق من به تو و زیباییات همیشه باقی خواهد ماند، زیرا در هر قسمت از وجود ما، داستانهایی وجود دارد که نشاندهنده این عشق هستند.
هوش مصنوعی: اگر از درد و رنج زندگی چیزی نماند، اما نام عشق تو هنوز بر زبانها باقی مانده است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.