بازم ز هر طرف مه رخساره کسی است
دل با کسی و دیده بنظاره کسی است
آسوده گشتم از همه عالم ولی دلم
آواره است و هر نفس آواره کسی است
آهسته رو که در ره خوبان بخاک و خون
مرغی که میطپد دل بیچاره کسی است
هرکس وسیله اجلش حالتی بود
مارا وسیله غمزه خونخواره کسی است
اهلی بگو بخواجه که ما کیمیاگریم
ما را چه احتیاج بمس پاره کسی است
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر میگوید که در هر سوی او کسی با زیبایی و مهری خاص وجود دارد. او با اینکه از همه چیز آسوده شده، اما دلش هنوز آواره و درگیر معشوقی خاص است. شاعر به آرامی اشاره میکند که در مسیر خوبان، دلش به شدت دچار عشق و آسیب است، به طوری که مانند پرندهای بیچاره در حال پرواز است. او به وضعیت خود و تأثیر عشق بر زندگیاش پرداخته و نهایتاً به خویش میگوید که نیازی به چیزهای دنیوی ندارد، زیرا آنها کیمیای عشق و دلدادگی را در خود دارند.
هوش مصنوعی: هر سو که نگاه کنی، چهرهای زیبا و دلنواز دیده میشود که دلها به آن مشغول است و چشمها به تماشای آن معطوف شدهاند.
هوش مصنوعی: من از همه چیز و همه دنیا راحت شدم، اما دلم هنوز در آوارگی است و در هر لحظه، دلم به دنبال کسی است.
هوش مصنوعی: به آرامی قدم بردار که در مسیر خوبان، پرندهای که در حال پرواز است، دل یک فرد بیچاره را شکسته است.
هوش مصنوعی: هر کس به طریقی به سرنوشتش نزدیک میشود، ولی برای ما، عامل غم و اندوه، نگاه پرنیش کسی است که به ما آسیب میزند.
هوش مصنوعی: به اهلی بگو که ما کیمیاگریم و نیازی به مس پاره کسی نداریم. ما خودمان به تنهایی ارزشمندیم و نیازی به چیزهای کمارزش نداریم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
حیرت ملازم گل رخسارهٔ کسی است
دیوانگی نتیجه نظارهٔ کسی است
از جام کینه ام چو رود مست و خون چکان
می بارد از رخش که ستمگارهٔ کسی است
غمخوار نیست هر که بود غمگسارجوی
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.