گنجور

 
اهلی شیرازی

ای سبز تلخ این نگه جان گداز چیست

مردم ز زهر چشم تو این خشم و ناز چیست

آنی که با تو هست جز از من کسی نیافت

محمود واقف است که حسن ایاز چیست

از عشوه تو غیر گمان وفا که برد؟

من آگهم که قصد تو ای عشوه ساز چیست

تا داغ عشق در دل شوخی اثر نکرد

واقف نشد چو شمع که سوز و گداز چیست

از راز عشق چون خبرت نیست ای فقیه

در حیرتم که بحث نو با اهل راز چیست

ما را ز طوف کوی تو چون کام دل رواست

مقصود کعبه وره دور و دراز چیست

اهلی رخ نیاز نهد بر رهت ولی

شوخی و ناز چه دانی نیاز چیست

 
 
 
گنجور را از دست هوش مصنوعی نجات دهید!
ابن یمین

در راه دوست اینهمه سوز و گداز چیست

مستغرق جمال ترا از نماز چیست

اندر نماز عشق مجازی نیاز چیست

ابن یمین حکایت دور و دراز چیست

بابافغانی

پیش تو ناز سروسهی جز نیاز چیست

جایی که قامت تو بود سرو ناز چیست

بهر چه دامن از من افتاده می کشی

یا رب چه کرده ام سبب احتراز چیست

تا دل بدام حلقه ی زلف تو بسته ام

[...]

وحشی بافقی

باز این عتاب و شیوهٔ عاشق‌‌گداز چیست

بر ابرو این‌همه گرهِ نیم‌باز چیست

زهرم دهند یا شکر آن چشم و لب بگو

امرِ کرشمهٔ تو و فرمانِ ناز چیست

ما خود بسوختیم در اول نگاهِ گرم

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه