بود از ازلم درد تو وین درد همان است
عشقت ز ازل هرکه رقم کرد همان است
هرچند بهار آمد و ایام خزان رفت
عشاق ترا رنگ رخ زرد همان است
آمد شب و آسوده خوابند جهانی
فریاد و فغان سگ شبگرد همان است
من زنده و تو سوخته یی مدعیان را
بر آینه خاطر من گرد همان است
اهلی بود از روز ازل مرد غم عشق
گر روز نه آنست ولی مرد همان است
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به بیان درد و رنج عشق خود میپردازد و میگوید که این درد از آغاز وجود او بوده است. عشق او از ازل تعیین شده و هرچند زمانه تغییر کرده، احساسات عاشقان نسبت به معشوق ثابت مانده است. در حالی که دیگران خواب آرام دارند، او همچنان در غم و ناله است. شعر به رابطه میان زندهها و سوختهها و نیز به غم عشق اشاره میکند و میگوید که حتی اگر زمان تغییر کند، ماهیت وجودی عشق و غم آن ثابت باقی میماند.
هوش مصنوعی: درد تو از همیشه وجود داشته و این درد همان عشق تو است. هرکس که سرنوشت را نوشته، همان را رقم زده است.
هوش مصنوعی: با وجود اینکه بهار رسیده و روزهای خزان سپری شدهاند، عشقورزان همچنان رنگ چهرهشان زرد و پژمرده است.
هوش مصنوعی: شب فرا رسیده و همه در آرامش خوابیدهاند، اما در دل شب، صدای ناله و فریادهایی وجود دارد که همچنان از سوی سگان شبگرد به گوش میرسد.
هوش مصنوعی: من هنوز زندهام و تو در آتش عشق سوختهای. کسانی که ادعای عاشق بودن دارند، در ذهن من فقط به یاد تو هستند.
هوش مصنوعی: انسان از آغاز تاریخ با غم عشق سر و کار داشته است. شاید روزهای شاد و خوشی نباشد، اما آن غم همواره با او همراه است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.