گنجور

 
اهلی شیرازی

کی آب خضر همدم طبع سلیم ماست

ما و شراب کهنه که یار قدیم ماست

ما را هوای عرش ازین آستانه نیست

حقا که آستان تو عرش عظیم ماست

این بوی جانفرای که از گل دمد مگر

بوی خوش غزاله عنبر شمیم ماست

ما درد دسوت پیش حکیمان نمی بریم

ساقی بیار می که مسیح و حکیم ماست

اهلی مرو بکعبه بیا در حریم عشق

کز کعبه آنچه می طلبی در حریم ماست

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
خیالی بخارایی

آنها که بی تو در دل و جان سقیم ماست

از درد خود بپرس که یار قدیم ماست

باغ بهشت بی سر کویت جهنم است

دیدار حور بی تو عذاب الیم ماست

گردن ز تیغ حکم تو پیچیدمی ولی

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه