حسن تو گرچه با همه کس در تجلی است
با دیگران به صورت و باما بمعنی است
خاک ره از فروغ تو ای آفتاب حسن
هر ذره را به چشمه خورشید دعوی است
عیسی دهد بمرده ز گفتار جان ولی
مسکین کسی که کشته گفتار عیسی است
حال من و سگت زعنایت گذشته است
احوال ما حکایت مجنون و لیلی است
اهلی ز اهل دولت اگر بر کناره ماند
دولت همین بسش که نه از اهل دنیی است


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به توصیف جمال و بزرگی معشوق میپردازد و بر این نکته تأکید میکند که زیبایی او در هر کسی جلوهگر است، اما در عمق معنا تنها با او قابل درک است. او به نور خورشید تشبیه میکند که هر ذرهای را به خود جلب میکند. همچنین، شاعر به داستان مجنون و لیلی اشاره میکند تا نشان دهد که حالش از عشق به معشوق به چه اندازه دگرگون شده است. در نهایت، او به مقام اهل دولت اشاره میکند و میگوید که دستیابی به معنای واقعی از دنیای مادی برای او کافی است.
هوش مصنوعی: زیبایی تو هر چند در نظر همه به نمایش درآمده است، ولی تنها با ما به عمق معنا ارتباط دارد.
هوش مصنوعی: خاکی که در مسیر توست، ای درخشش زیبا، هر ذرهاش به روشنی خورشید را میطلبد و به آن افتخار میکند.
هوش مصنوعی: عیسی به مردگان حیات میبخشد و از کلامش جان میگیرد، اما فرد مسکینی که به خاطر این گفتار کشته شده، در واقع خود قربانی همین کلام است.
هوش مصنوعی: حال من و سگ تو به شدت تغییر کرده و دیگر مانند قبل نیست. وضعیت ما به نوعی شبیه داستان عاشقانه مجنون و لیلی است.
هوش مصنوعی: اگر فردی از اهل قدرت و ثروت در کنار ماند، همین که از دنیای فانی فاصله گرفته، نشانهای از خوشبختی اوست.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
هر جا که بنگری رخ او در تجلی است
مجنون اگر شوی همه آفاق لیلی است
دور از توام بصورت و در معنیم قرین
صورت تفاوتی نکند اصل معنی است
ما را که دل بطرفه غزالی گرفته انس
[...]
آب حیات آتش رخساره ها می است
باد مراد کشتی می نغمه نی است
شمع و چراغ مجلس مستان می و نی است
جام و کدوی باده پرستان جم و کی است
گو با دو دست پاس سر خود نگاه دار
چون عینک آنکه چشم حسودیش در پی است
مردانه گر ز وادی سر بگذرد کسی
[...]
آن چشم مست را که دو صد چشم در پی است
هر فتنهای که هست به زیر سر وی است
مهرت بعضو عضو من ای ماه مهر خوی
آنسان گرفته جای که چون نشأه در می است
ما مست باده ی دگریم ای فقیه شهر
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.