هر جا که بنگری رخ او در تجلی است
مجنون اگر شوی همه آفاق لیلی است
دور از توام بصورت و در معنیم قرین
صورت تفاوتی نکند اصل معنی است
ما را که دل بطرفه غزالی گرفته انس
مجنون صفت گریختن از خلق اولی است
گر سرو با تو لاف زد آزاده اش مخوان
آزاده نیست هر که گرفتار دعوی است
پیش کسی که باده ز دست تو خورده است
زهرست آب خضر اگر از دست عیسی است
مست تو گر ز کار جهان فرد شد چه شد
بخت مجردان تو در کار عقبی است
گر پوست بر کنند ز صورت پرمست
اورا چه غم که زنده دل از مغز معنی است
اهلی حریف مغبچه و جام می کسی است
کورانه فکر دین و نه پروای دنیی است
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر درباره عشق و شور و شوقی است که فرد به معشوقش دارد. شاعر بیان میکند که در هر نقطهای که بنگری، زیبایی و رخسار معشوق دیده میشود و حتی اگر کسی مجنون هم بشود، تمام دنیا همان لیلی است. عشق حقیقی فراتر از ظاهر و صورت است و معنای عمیقتری دارد. شاعر به دوری از معشوق اشاره میکند و میگوید که این دوری تنها در ظاهر است و در حقیقت همیشه به معشوق نزدیک است.
او مینویسد که آزادگان واقعی نمیتوانند درگیر ادعاها و تظاهرها باشند و میدانند که عشق به معشوق باید باعث رهایی از دنیا و تمرکز بر حقیقت شود. همچنین به خاصیت مستی در عشق اشاره میکند که حتی اگر از کارهای دنیا جدا شود، بخت و سعادت در آن است. در نهایت، شاعر به این نکته میرسد که در عشق واقعی، مهمتر از ظواهر و ادعاها، ارتباط عمیق با حقیقت و معانی است.
هوش مصنوعی: هر جایی که نگاه کنی، چهره او در نور و زیبایی دیده میشود. اگر همچون مجنون عاشق شوی، تمامی دنیا و هر جا برایت لیلی خواهد بود.
هوش مصنوعی: من از تو دورم اما در روح و معنا به تو نزدیکم؛ ظاهر ممکن است متفاوت باشد ولی اصل موضوع همان معنی است.
هوش مصنوعی: دل ما در حالتی شگفت و جذاب است که به مانند غزالی عاشقانه میخواهد از دنیای مردم فاصله بگیرد و به انزوا برود.
هوش مصنوعی: اگر درخت سرو به تو فخر بفروشد، او را آزاده نخوان. زیرا کسی که درگیر ادعاها و boast کردن است، آزاد نیست.
هوش مصنوعی: اگر کسی که از دست تو شراب نوشیده، آب خضر برایش زهر محسوب میشود، حتی اگر این آب به دستان عیسی باشد.
هوش مصنوعی: اگر تو از امور دنیا بیخیال شوی، چه اهمیتی دارد؟ خوشبختی کسانی که به دنبال دنیا نیستند، در زندگی آخرتشان رقم میخورد.
هوش مصنوعی: اگر پوست صورت پرمستی را بکنند، او نگران نیست، چرا که زندگی و شادابی دل از عمق معانی و باطن وجود ناشی میشود.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به این موضوع اشاره میکند که اهلی، در برابر فردی که به نوشیدن شراب و لذتهای دنیوی مشغول است، ناتوان است. او بر این باور است که فکر کردن و پیگیری مسائل دینی، اگر بهطور افراطی و بدون توجه به نیازهای دنیوی باشد، ممکن است فرد را از لذتهای زندگی دور کند. به عبارت دیگر، زندگی تنها به مسائل دینی محدود نیست و باید به جنبههای دیگر زندگی نیز توجه کرد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
حسن تو گرچه با همه کس در تجلی است
با دیگران به صورت و باما بمعنی است
خاک ره از فروغ تو ای آفتاب حسن
هر ذره را به چشمه خورشید دعوی است
عیسی دهد بمرده ز گفتار جان ولی
[...]
آب حیات آتش رخساره ها می است
باد مراد کشتی می نغمه نی است
شمع و چراغ مجلس مستان می و نی است
جام و کدوی باده پرستان جم و کی است
گو با دو دست پاس سر خود نگاه دار
چون عینک آنکه چشم حسودیش در پی است
مردانه گر ز وادی سر بگذرد کسی
[...]
آن چشم مست را که دو صد چشم در پی است
هر فتنهای که هست به زیر سر وی است
مهرت بعضو عضو من ای ماه مهر خوی
آنسان گرفته جای که چون نشأه در می است
ما مست باده ی دگریم ای فقیه شهر
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.