ز قامت تو چگویم که فتنها برخاست
قیامت است که در روزگار ما برخاست
اگر صفا طلبی کام دل مجوی که یار
چو در کنار نشست از میان صفا برخاست
به هر چمن که چو آب روان خرامیدی
پی قیام تو سرو سهی به پا برخاست
وفا نه از تو که از هیچ کس نمی بینم
چه حالت است؟ مگر از جهان وفا برخاست
جهان بکام تو اهلی کنون شود کان سرو
نشست با تو و بخت از سر جفا برخاست
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این اشعار به زیبایی و اثرگذاری محبوبش اشاره میکند و میگوید که وجود او مانند قیامتی بزرگ در زمانهاش است. او به معنای صفا و عشق اشاره کرده و بیان میکند که هرگاه یار نزدیک شود، صفا نیز از میان میرود. شاعر همچنین به زیباییهای طبیعت و تأثیر آن بر آتش عشق اشاره کرده و میگوید که وفا را نه از محبوب، بلکه از هیچکس نمیتواند ببیند. در پایان، او اشاره میکند که با حضور محبوبش، دنیا به آرامش میرسد و سختیها از بین میروند.
هوش مصنوعی: از قامت تو چه بگویم که زیباییات مانند قیامتی است که در دوران ما به وقوع پیوسته است.
هوش مصنوعی: اگر به دنبال آرامش و لذت واقعی هستی، به دنبال خواستههای دلخواهت نباش. زیرا وقتی که معشوق در کنارت نشسته، دیگر نیازی به جستوجوی صفا و آرامش نخواهی داشت.
هوش مصنوعی: هر جایی که تو به زیبایی و آرامش قدم گذاشتی، درختان بلند و زیبا به احترام تو سر به بالا بردند.
هوش مصنوعی: من وفا را نه از تو میبینم و نه از هیچ کس دیگر؛ به نظر میرسد که وفا از این دنیا رخت بربسته است.
هوش مصنوعی: جهان به خاطر تو رام و آرام خواهد شد، چون سرو در کنار تو نشسته و بخت از بداقبالی دور شده است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.