از آن بجور دل مبتلای من داری
که اعتماد بسی بر وفای من داری
ز آستان خودم دور میکنی لیکن
کدام عاشق یکدل بجای من داری
جدا کند من دیوانه را فلک از تو
بسنگ تفرقه هرگه هوای من داری
ز گریه رام من ایمرغ بخت کی گردی
که وحشی دگر از های های من داری
دوای زخم ملامت که میکشد اهلی
همین بسست که گویی برای من داری
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به دعوت به پیوستن به مسیر spiritual و عشق اشاره دارد. شاعر از مریدش میخواهد که بهتر است همراه ایشیخ باشد و از زندگی خود آزادتر و رها گردد. او تأکید میکند که ارتباط با عشق و حقیقت، انسان را از محدودیتهای عرفی دور میسازد و جایگاه او را در عالم بالا میبرد. همچنین، شاعری گفته که اگر کسی حقیقت را درک کند و عرصه عشق را بپذیرد، مثل عیسی میتواند جان خود را فدای محبت کند. در نهایت، او به مخاطب توصیه میکند که غمهای دنیا را فراموش کند و در جستجوی آرامش و بیخبری از ظواهر زندگی باشد.
هوش مصنوعی: تو به من اعتماد زیادی داری و به وفای من اطمینان کردهای، در حالی که دل من به شدت دچار مشکل و زحمت است.
هوش مصنوعی: تو هرچند مرا از نزدیکی خود دور میکنی، اما هیچ عاشق صادقی بهجای من در دل نداری.
هوش مصنوعی: فلک به وسایلی من را از تو دور میکند و هر بار که به من فکر میکنی، دل aching من را میشکند.
هوش مصنوعی: ای مرغ خوشبختی، از غم و اشک من به آرامش بیا، تا کی میخواهی به حال و هوای بیقراری من توجه کنی و در کنار من نمانی؟
هوش مصنوعی: زخمی که از سر ملامت به دل دارم، درمانش همین است که به نظر میرسد تو برای من اهمیت قائل هستی.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.