چه جور بود که باز ای فلک بمن کردی
چراغ خلوت من شمع انجمن کردی
تو نیز ای شه خوبان بیاد دار این ظلم
که با رقیب علیرغم من سخن کردی
بخنده لب چو گزیدی چه حسرتی خوردیم
که پسته لب خندان شکر شکن کردی
بیک دو روزه جفا کی برون روی از دل
که سالها به محبت درو وطن کردی
به عاشقان جگر چاک کی رسی اهلی
بیک دو چاک که در جیب پیرهن کردی
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر درباره عشق و زیبایی است. شاعر به معشوقش اشاره میکند و از او میخواهد که به او توجه کند و از زیباییهایش پرده بردارد. او به مسائلی مانند عشق، دلدادگی و کششهای عاطفی اشاره میکند و از حالتهای درونیاش در مواجهه با زیبایی معشوق سخن میگوید. شاعر خود را دچار شیدایی و سرگشتگی میداند و از معشوق میخواهد که به او نگاهی بیندازد و از زیباییهایش پردهبرداری کند. در کل، شعر احساسات عمیق و عاشقانه را منتقل میکند.
هوش مصنوعی: ای فلک، چطور شد که بار دیگر چراغ تنهایی من را به شمع جمع و جمعیت تبدیل کردی؟
هوش مصنوعی: ای زیبای محبوب، به خاطر داشته باش که با وجود من، در مورد رقابت با دیگران صحبت کردی و این نشان از ظلم توست.
هوش مصنوعی: وقتی لبخند زدید، چه حسرتی بر دل نشاندید که لبهای پستهایتان با شکر شکستنی است.
هوش مصنوعی: چطور میتوانی پس از مدتی کوتاه با بدی از دل من دور شوی، در حالی که سالهاست به عشق و محبت در آنجا زندگی کردهام؟
هوش مصنوعی: به عاشقان دلسوخته که نمیتوانی برسی، مثل دو چاکی که در جیب پیراهنی وجود دارد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.