به عقل در ره عشق تو خانه نتوان ساخت
که هرچه عقل بنا کرد عشق ویران ساخت
فرشته بر دل جمع منش حسد بودی
رخت به زلف پریشان مرا پریشان ساخت
بدست فتنه گریبان من از آن شوخست
که اشک لعل مرا تکمه گریبان ساخت
عزیز من به سهی قامتان یوسف رخ
نظر مکن که مرا خوار عشق ایشان ساخت
چو کبک مست مرو غافلانه ره اهلی
که دام حادثه صیاد فتنه پنهان ساخت
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به تفاوتهای عقل و عشق اشاره میکند و میگوید که عقل نمیتواند در مسیری که عشق قرار دارد، سازنده باشد؛ چرا که عشق همه چیز را ویران میکند. او همچنین از حسادتهای درونی و تأثیرات عشق بر قلب و دلبستگیهایش سخن میگوید. شاعر به معشوقش که شبیه یوسف است، هشدار میدهد که به زیباییهای دیگران توجه نکند، زیرا این عشق او را خوار کرده است. در پایان هم به رویهی غافلانهای از زندگی اشاره میکند که ممکن است به دام مصائب و فتنهها بیفتد.
هوش مصنوعی: عقل نمیتواند در مسیر عشق، پایهای محکم بسازد؛ زیرا هرچه با عقل ساخته شود، عشق به راحتی آن را خراب میکند.
هوش مصنوعی: فرشته بر دل جمع حسد داشت و به همین علت، زیباییهای من را به هم ریخت و زندگیام را دچار آشفتگی کرد.
هوش مصنوعی: فتنهای باعث شده که من از آن شوخی و ناز بیدار شوم، به طوری که اشکهای قرمز من مانند دکمهای بر یقهام جلوهگر شدهاند.
هوش مصنوعی: دوست من، به زیباییهای یوسفگونهی این قامتهای برازنده نگاه نکن، چون عشق به آنها باعث خوار شدن من شده است.
هوش مصنوعی: ای مانند کبک در حال مستی، بیخبر از خطراتی که در راه زندگی وجود دارد، به سمت آرامش و رفاه نرو، زیرا دام مشکلات و فتنههای پنهان در انتظار توست.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.