پیش پای خود ببین شاد از غم مردم مشو
چاه در راه است چون یوسف بخوبی گم مشو
در بهشت آدم بیک گندم چو ارزانی نبود
از جهان گو حاصل ما نیز یک گندم مشو
سرزنش کم کن که نتوان گفت مور خسته را
کز سمند سرکشان فرسوده زیر سم مشو
ساقیا چون نقد هستی میرود آخر ز دست
جان من تا میدهد دستت ز پای خم مشو
خرقه را صوفی به می کن صاف اگر دلزندهای
مرده پشمینهای چون کرم ابریشم مشو
حاصل دنیا نباشد هیچ غیر از مردمی
با شک او خوش برآ اهلی و نامردم مشو
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر درباره احساسات عمیق عشق و longing (اشتیاق) شاعر به معشوقش است. شاعر خود را به مگسهایی تشبیه میکند که به شیرینی و زیبایی معشوق میچسبند. او از دوری معشوق رنج میبرد و آرزو دارد که دوباره به او نزدیک شود. شاعر همچنین از زیباییهای معشوق و تأثیر عمیق او بر روح و جانش سخن میگوید و بیان میکند که حتی در سن پیری، هنوز تمایل دارد به معشوق نزدیک شود و لحظاتی را در کنار او بگذراند. این شعر به وضوح ابراز عشق و حسرت نسبت به معشوق است.
هوش مصنوعی: به دقت به اطراف خود نگاه کن و از شادی دیگران غمگین نشو. در مسیر زندگی ممکن است مشکلاتی پیش بیاید، پس همچون یوسف در سرزمین بیخبری گم نشو.
هوش مصنوعی: در بهشت، اگر یک دانه گندم هم به آدم داده نمیشد، پس از این دنیا هم انتظار نداشته باش که تنها به یک دانه گندم دست یابی.
هوش مصنوعی: کمتر سرزنش کن، زیرا نمیتوان گفت که مورچه خستهای که زیر پاهای سمند شتابان قرار گرفته، تقصیری دارد.
هوش مصنوعی: ای ساقی، چون زندگی در دست است، بالاخره جان من هم از دست میرود. پس برایم شراب بریز و دستت را از پای خم برنکن.
هوش مصنوعی: صوفی چادر خود را با شراب پاک و صاف میکند، اگر دل زندهای داری، مثل پشمینهای که کرم ابریشم تولید میکند، نباش.
هوش مصنوعی: به دست آوردن دنیا تنها به این است که افرادی با شک و تردید، خوشحال باشند؛ پس باید از اینکه نامرد و بیاصالت باشی، دوری کنی.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.