مه من که هرگز گزندت نه بینم
فراق توام سوخت چندت نه بینم
بصد سر و نازم اگر دیده افتد
یکی همچو قد بلندت نه بینم
به پایت چه ریزم که چیزی ندارم
بجز جان و آنهم پسندت نه بینم
چه چابک سواری که نازک غزالی
نیابم که صید کمندت نه بینم
تو آنشمعی ایشوخ بی چشم زخمی
که جز جان اهلی سپندت نه بینم
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر بیانگر عشق عمیق و درد دل شاعر نسبت به معشوق است. شاعر از احساسات عمیق خود، رنج جدایی، و فراق صحبت میکند و به تصاویری چون سجود برای معشوق و نفی ممنوعیت سجده اشاره میکند. او از آفتاب زندگیاش که در انتظار معشوق است و دردهای ناشی از عشق و جدایی سخن میگوید. شاعر همچنین به تأثیر عشق بر وجودش اشاره میکند که این عشق او را در حالت تواضع و تسلیم قرار داده و نشان میدهد که عشقش فراتر از خیال و تصور است. در نهایت، شاعر از عذاب درد و تأثیر آن بر روح و جسمش صحبت میکند و به این نکته اشاره میکند که دردهای دیگر او کم اهمیتتر از درد عشقش هستند.
هوش مصنوعی: ای ماه من، هرگز آسیب تو را نمیبینم، اما دوری تو باعث سوختن من شده و این را نیز نمیبینم.
هوش مصنوعی: اگر با تمام ظرافت و زیباییام، کسی همچون تو را ببینم، نخواهم دید.
هوش مصنوعی: برای تو چه چیزی نثار کنم که جز جانم را ندارم و حتی نمیدانم آیا آن هم برای تو پسندیده است یا نه.
هوش مصنوعی: چه سوار چابکی که من غزالی نازک و زیبا را نمیبینم، زیرا که شکار کمند تو را نمینگرم.
هوش مصنوعی: تو آن شمعی هستی که بدون چشم زخم، فقط جان پاک و خالصت را میبینم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.