تاخریدار تو شد گل آبرو صدجا فروخت
هرکه یوسف میخرد نتاوند استغنا فروخت
بهر آن ترسا پسر گر جان فروشم عیب نیست
پیر ما دنیا و دین در خانه ترسا فروخت
بنده خوبان ز ناز هر دو کون آزاده است
هرکه عاقل بود در کوی بتان خود را فروخت
دیدمش دیشب که در کوی مغان می میخرید
آنکه زهد و پارسایی پیش ما صدجا فروخت
نقد عیش از کف مده اهلی که جنت نسیه است
از پی آن نسیه نتاون عیش خود نقدافروخت
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر درباره فروش و فدای چیزهای ارزشمند و ناپایدار در مقابل عیش و لذتهای دنیوی است. شاعر با استفاده از نمادهای مختلف، از جمله یوسف و ترسا، به بررسی ارزشهای معنوی و دینی میپردازد. او تأکید میکند که افراد عاقل باید خود را از محدودیتها آزاد کنند و به جستجوی لذتهای حقیقی بپردازند. همچنین به انتقاد از زهد ظاهری و ریاکاری در برابر زندگی واقعی پرداخته و میگوید که نباید عیش و شادی را قربانی چیزی نکنیم که در نهایت ناپایدار است.
هوش مصنوعی: آبروی تو به حدی ارزشمند است که به خاطرش در جاهای مختلف از آن استفاده میشود. هر کسی که یوسف را میخرد، نمیتواند خود را بینیاز نشان دهد.
هوش مصنوعی: برای آن شخصی که به دینی غیر از اسلام معتقد است، اگر جانم را هم بپردازم عیبی ندارد. استاد ما در این دنیا و دین، همهچیز را به آن شخص فروخت.
هوش مصنوعی: خدمتگزاران انسانهای خوب از ناز و لطافت هر دو جهان رها هستند. هر شخص عاقل در نزدیکی زیباییها و محبوبها، خود را به خوبی میفروشد و ارزش خود را میفهمد.
هوش مصنوعی: دیشب آن کسی را دیدم که در محله مغان، مشغول خرید شراب بود؛ همان کسی که بارها در برابر ما از زهد و پارسایی سخن گفته و آنها را به نمایش گذاشته بود.
هوش مصنوعی: در لذتها و خوشیها سختیها را از دست نده، زیرا بهشت وعدهای است که ممکن است به تعویق بیفتد. نباید برای رسیدن به آن، خوشیهای فعلی خود را قربانی کنی.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.