سوختم از نوش وصلت کارزو میداشتم
زهر من بود آنچه من تریاک می پنداشتم
از ملامت کس نمی گردد چو مجنون گرد من
بسکه من از هر طرف خار ملامت کاشتم
لاله وار آورده ام خار ملامت از ازل
من برسوایی علم روز ازل افراشتم
سرمه در چشمش چه سود آنکس که دور از کوی اوست
من بجای سرمه چشم از خاک ره انباشتم
همچو اهلی دست و پایی میزنم در راه عشق
پایم از جا برد عشق و دست ازو نگذاشتم
سر تا قدم چو شمع ز مهرش در آتشم
دشمن نبیند آنچه من از دوست میکشم
دیوانه وار با کسم الفت نمانده است
از بسکه در خیال رخ آن پریوشم
شیرین لبا، نصیب دل دشمن تو باد
زهری که من ز تلخی عشق تو میچشم
فکری مرا بهر سر مویی ز زلف تست
دایم من از خیال پریشان مشوشم
طوبی بزیر سایه من سر در آورد
گر سایه بر سر افکند آن سرو دلشکم
اهلی اگرچه دلخوشیی روزیم نشد
اینم خوشی بسست که با ناخوشی خوشم


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل، از عذاب و رنج عشق سخن میگوید و بر تداوم عذابی که از این عشق میکشد، تاکید دارد. او خود را مجنون عشق توصیف میکند که همچون شمع در آتش عشق سوخته و گمگشته است. با وجود کاشتن خار ملامت و دوری از محبوب، شاعر به شدت به این عشق دلبسته است و در خیال معشوق خود غرق است. او از تلخی عشق سخن میگوید و از این که با وجود ناکامیهایش، همچنان به عشق ادامه میدهد و به نوعی به خوشیهای ناشی از همین درد رضایت میدهد. این غزل در نهایت بیانگر دیوانگی ناشی از عشق و درک عمیق رنج و لذت مشترک در آن رابطه است.
هوش مصنوعی: من از عشق تو سوختم و فکر میکردم که با تو شاد شدم، اما در واقع آنچه من فکر میکردم درست است، زهر بود و نه شادی.
هوش مصنوعی: هرگز ملامت کسی بر من اثر نمیکند، چون مجنون، زیرا من چنان از هر سو خود را با وقایع تلخ و ناگوار احاطه کردهام که دیگر کسی نمیتواند به من آسیب بزند.
هوش مصنوعی: من مانند لاله، خارهای سرزنش را از آغاز زندگی به دوش کشیدهام و در روز آغازین، علم و دانش را برای خود درست کردهام.
هوش مصنوعی: چشمهای او چه فایدهای دارد برای کسی که دور از محل اوست؟ من به جای سرمه برای چشمانم، از خاک راه او پر کردهام.
هوش مصنوعی: در مسیر عشق مانند یک موجود اهلی، با تمام وجود تلاش میکنم. عشق باعث شده که از جایی که هستم خارج شوم، اما هرگز از آن دست نمیکشم.
هوش مصنوعی: از سر تا پا در آتش عشق او سوختهام، ولی دشمن هرگز نمیفهمد که من چه سختی و دردهایی را به خاطر دوستم تحمل میکنم.
هوش مصنوعی: به شدت در عشق کسی دچار مشکل شدهام و دیگر نمیتوانم به او نزدیک شوم، چرا که تمام افکار من معطوف به زیبایی او و چهرهاش شده است.
هوش مصنوعی: ای کاش زبان شیرین تو به دل دشمن تو برسد، در حالی که من به خاطر تلخی عشق تو زهر مینوشم.
هوش مصنوعی: من همیشه به خاطر یک تار مو از زلف تو فکر میکنم و در خیال تو دائماً دچار آشفتگی و بیقراری هستم.
هوش مصنوعی: درختی با نام طوبی که نشاندهنده خوشبختی و زیبایی است، وقتی زیر سایه من سر برآورد، به خاطر اینکه سایه آن سرو دلنشین بر سرم افتاد.
هوش مصنوعی: اگرچه در زندگیام هیچ دلخوشی نداشتم، اما همین که با وجود همه سختیها، حالتی از خوشی در خودم احساس میکنم برایم کافی است.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
عید عرب گشادبه فرخندگی علم
فرخنده باد عید عرب بر شه عجم
سلطان یمین دولت و پیرایه ملوک
محمود امین ملت و آرایش امم
شاهی که تیره کرد جهان بر عدو به تیغ
[...]
ای دل چو هست حاصل کار جهان عدم
بر دل منه ز بهر جهان هیچ بار غم
افکنده همچو سفره مباش از برای نان
همچون تنور گرم مشو از پی شکم
تو مست خواب غفلتی و از برای تو
[...]
شاهان پیش را که نکردند جز ستم
شاه زمانه کرد به تیغ و به خشت کم
هست او بلی خلیفه یزدان دادگر
پس کی رضا دهد که رود بر جهان ستم
گویند خسروان زمانه به هر زمان
[...]
از مشک اگر ندیدی بر پرنیان علم
وز قیر اگر ندیدی بر ارغوان رقم
بر پرنیان ز مشک علم دارد آن نگار
بر ارغوان ز قیر رقم دارد آن صنم
زلف سیاه بر رخ او هست سایبان
[...]
ای پیش تو سپهر میان بسته چون قلم
مردم و مردمیت بعالم شده علم
شکلی چو دولت تو بخوبی نیامده
در ساحت وجود ز کاشانهٔ عدم
گه فخر منتسب و آداب مکتسب
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.