چو ماه نوجمال عالم افروزش که می بینم
ز روز دیگر افزون است هر روزش که میبینم
نهال نورس قدش گذشت از قامت طوبی
از اینهم بگذرد زین بخت فیروزش که میبینم
نه تنها درد نادیدن ز منع دشمنم سوزد
ز نادیدن بتر جور بد آموزش که میبینم
دل ریش پریشانم یکی کز لطف جمع آرد
که خواهد بود غیر تیر دلدوزش که میبینم
تن بیمار اهلی کز تب هجران همی سوزد
عجب گر جان برد چونشمع ازین سوزش که میبینم


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به وصف زیبایی و نورانی بودن محبوبش میپردازد و او را چون ماه نوجنبه میداند که هر روز بر جذابیتش افزوده میشود. او از درد نادیدن محبوب و همچنین از سختیهای ناشی از آموزش نادرست رنج میبرد. دل شاعر پر از درد و ناامیدی است و تنها امیدش بر چارهسازی از سوی محبوبش است، در نهایت او از عذاب جدایی و تب هجران به شدت میسوزد و به عاقبت جانباختن در این راه اشاره میکند.
هوش مصنوعی: گوییا، زیبایی ماهی که تازه به آسمان آمده است، دنیا را روشن میکند و من هر روز که او را میبینم، حس میکنم زیباییاش روز به روز بیشتر میشود.
هوش مصنوعی: درخت جوانی که قدش از درخت طوبی (درخت بهشتی) بلندتر شده، نشان از آیندهای درخشان و خوشبخت دارد. من این خوشبختی را میبینم و از آن شگفتزدهام.
هوش مصنوعی: نه تنها از این که دشمنم مانع دیدنم میشود رنج میبرم، بلکه از نادیده گرفتن و بدآموزیهایی که میبینم نیز درد میکشم.
هوش مصنوعی: دل شکسته و مضطرب من، کسی را میخواهد که با مهربانیاش مرا آرام کند. اما نمیدانم آیا غیر از تیر دردناک عشق او، چیز دیگری در انتظارم است؟
هوش مصنوعی: تن بیمار و رنجور عشق که از دوری معشوق میسوزد، عجیب نیست اگر جانش مثل شمع از این سوختن خارج شود؛ چرا که من این وضعیت را مینگرم.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.