ای همنفس که میگذری بر مزار من
زنهار یاد کن ز من و روزگار من
نشکفته بود یک گلم از صد هزار گل
ناگه بریخت باد اجل نوبهار من
من غمگسار خلق جهان بوده ام مدام
وا حسرتا که نیست کسی غمگسار من
خاری که بر دمد ز گل من بر آورد
گلهای حسرت از مژه اشکبار من
دارم امید آنکه بگریند دوستان
بر نا امیدی دل امیدوار من
من در شکار گور چو بهرام بسته دل
غافل که گور میکند آخر شکار من
با آنکه صد کنار پر از سیم کرده ام
گردون نهاد مزدی ازین در کنار من
زان خاک خویش کرده ام از آب دیده گل
تا بر دل کسی ننشیند غبار من
در کار روزگار نبندی دل ای حکیم
گر چشم اعتبار گشایی بکار من
یار و برادر و پدر از من جدا شدند
یارب تو باش از کرم خویش یار من
از لطف خویشتن نظری کن که از کرم
بر رحمت تو ختم شود کار و بار من
اهلی بغیر نام نکو نیست یادگار
این نکته یاد گیر تو هم یادگار من
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر از شاعری غمگین و اندیشهورز است که در آن به یادگذشت و سرگذشت خود میپردازد. شاعر از همنفسی میخواهد که بر مزار او عبور میکند، او را فراموش نکند و یاد روزگارش را زنده نگهدارد. او که در زندگی غمگساری دیگران بوده، اکنون تنها و ناامید است و حسرت میخورد که هیچ کس به دادش نمیرسد. شاعر به خداوند امید دارد تا بر دل او ترحم کند و او را یاری دهد. در نهایت، او به یادگارهایش اشاره میکند و بیان میکند که بدون نام نیک، هیچ یادگاری با ارزش نیست.
هوش مصنوعی: ای دوستی که از کنار قبرم عبور میکنی، خواهش میکنم به یاد من و روزهای زندگیام باش.
هوش مصنوعی: قبل از اینکه شکوفهام باز شود و زیباییام را نشان دهم، ناگهان بادی از سرنوشت بر من وزید و من هم از بین رفتم.
هوش مصنوعی: من همیشه در کنار مردم بودهام و تلاش کردهام که غمهایشان را کاهش دهم، اما افسوس که هیچکس نیست که غمهای من را درک کند و به من تسلی بدهد.
هوش مصنوعی: خاری که به گل من آسیب میزند، باعث میشود که آرزوها و حسرتهای من از چشمان پر اشکم بریزد.
هوش مصنوعی: من امید دارم که دوستانم بر ناامیدی قلب امیدوار من اشک بریزند.
هوش مصنوعی: من در حالی که در جستجوی شکار هستم و دل به این کار دادهام، غافل از اینام که شکار واقعی (گور) خود من است و در نهایت به سرنوشت بدی دچار خواهم شد.
هوش مصنوعی: با وجود اینکه در اطرافم پر از زیبایی و ثروت است، اما آسمان به من پاداشی از این زیباییها نداد.
هوش مصنوعی: از خاک وطن خود با قطرات اشکم گلی ساختهام تا غبار وجود من بر دل کسی ننشیند.
هوش مصنوعی: ای حکیم، در زندگی خود دل را نبند و اجازه بده که به عواقب کارها و چشماندازهای زندگی نگاه کنی؛ زیرا اگر نگاهی به اوضاع و شرایط من داشته باشی، شاید بهتر بتوانی کمک کنی.
هوش مصنوعی: دوست، برادر و پدرم از من دور شدهاند، آه ای خدا، تو با بزرگواریات به من یاری کن.
هوش مصنوعی: از مهربانی خود نگاهی به من بیفکن تا همه کارها و مشکلاتم به لطف و رحمت تو پایان یابد.
هوش مصنوعی: این متن به این معناست که بدون نام نیک، هیچ اثری از زندگی باقی نمیماند. بنابراین، این نکته را فراموش نکن و آن را در زندگیات به خاطر بسپار.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
تا کی کنی گله که نه خوب است کار من
وز تیر ماه تیرهتر آمد بهار من؟
چون بنگری که شست بدادی به طمع شش
نوحه کنی که وای گل و وای خار من
چون من ز بهر مال دهم روزگار خویش
[...]
ای خوشدل ای عزیز گرانمایه یار من
ای نیکخواه یار من و دوستدار من
رفتی و هیچ گونه نیابی ز غم قرار
با خویشتن ببردی مانا قرار من
مهجورم و به روز فراق تو جفت من
[...]
بربود روزگار تو را از کنار من
وز تن ببرد داغ فراقت قرار من
جفت دگر کسی و غمان تو جفت من
یار دگر کسی و فراق تو یار من
تو شادمانه جای دگر بر مراد خویش
[...]
تا پسندی ز من سر زلف ، ای نگار من
شوریده گشت چون سر زلف تو کار من
بر عارض تو زلف تو گشتست بی قرار
زان بی قرار زلف ربودی قرار من
تو جفت دیگری شدی و درد جفت من
[...]
ای باد صبحدم خبری ده ز یار من
کز هجر او شدست پژولیده کار من
او بود غمگسار من اندر همه جهان
او رفت و نیست جز غم او غمگسار من
بیکار نیستم که مرا عشق اوست کار
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.