مژده ای دل که ز ره قافله داد آمد
نایب السلطنه با داد خدا داد آمد
بحر علم آمد و از گوهر تابان زد موج
کوه عزم آمد و با پنجه پولاد آمد
ناصرالملک ابوالقاسم مسعود ز راه
با رخی خوب و تنی پاک و دلی شاد آمد
آمد اندر مه دی با نفس فروردین
چون گل و میوه که اندر مه خرداد آمد
تا چو باد سحری تاخت سوی گلشن داد
خیمه ظلم و جهالت همه بر باد آمد
شاد باش ای چمن ملک که چون باد بهار
باغبان با نفسی گرم و کفی راد آمد
نوبهار آمد و از بوی خوش باد ربیع
تهنیت باد به سرو و گل و شمشاد آمد
باغ پژمرده ما از اثر مقدم وی
خوبتر از چمن خلخ و نوشاد آمد
غم ویرانی کشور چه خوری کاین معمار
بهر آبادی ایوان مه آباد آمد
حاسدت خشت به دریا زند و سنگ به سر
کاوستاد هنری بر سر بنیاد آمد
خانه و گلشن ویران شده را خواهی دید
عنقریبا که ز فکرش همه آباد آمد
گشت امید برومند شود کز قدمش
آب در جوی روان چون شط بغداد آمد
ای جوانان نوآموز دبستان وطن
لوح تعلیم بیارید که استاد آمد
حال و فال همه نیکو ازین خواجه راد
که نکوکار و نکوخواه و نکوزاد آمد
ملک مخطوبه و او قاضی و عدلش کابین
شاه مشروطه بر این بالغه داماد آمد
سائسی چونین نادیده و ناخوانده بدیم
در تواریخ و سیر کاینهمه در یاد آمد
با دل شاد به آزادی ملت کوشد
که از او شاد دل بنده و آزاد آمد
همگنانش همه از خلق فرستاده بدند
اینک آن خواجه که یزدانش فرستاد آمد
داور داد و فرستاده دادار ار نیست
زو چرا کرسی بیداد به فریاد آمد
لرزه بر پیکر بیداد گر افتد نه عجب
کاین خداوند پی مالش بیداد آمد
بیستون باشد اگر دشمن سنگین دل ما
خامه او به اثر تیشه فرهاد آمد
علم هایی که خدا ریخته در سینه وی
بشمر بیش ز هفتاد و ز هشتاد آمد
عدل در بارگهش خادم دیرینه بود
عقل در پیشگهش کودک نوزاد آمد
مصرع مطلع ما مقطع مقطوعه نکوست
مژده ای دل که ز ره قافله داد آمد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر از شاعری نامدار به شرح ورود و ظهور یک شخصیت مهم و نیکوکار به کشور میپردازد. شاعر با شادی و امیدواری از آمدن نایب السلطنهای سخن میگوید که حامل علم، عدل و آبادانی است. او به زیباییهای بهار و شکوفایی طبیعت اشاره کرده و نویدبخش تغییرات مثبت در جامعه میباشد. این شخصیت به همراه خود صفات نیکویی مانند پاکی و خوشرویی را به ارمغان میآورد و به جوانان توصیه میکند که از علم و دانش بهرهگیرند. در کل، این شعر پیام امید و بشارت برای مردم کشور و نویدبخش آزادی و پیشرفت است.
هوش مصنوعی: خوشحال باش ای دل، زیرا که خبر رسیده است که نماینده سلطنت به همراه لطف و عدالت الهی به شهر آمده است.
هوش مصنوعی: دریای علم به جوش آمده و موجهایش همچون گوهرهای درخشان است. کوه اراده و عزم نیز با قدرت و استحکام خود آماده است.
هوش مصنوعی: ناصرالملک ابوالقاسم مسعود از راهی آمد که چهرهای زیبا، بدنی پاک و دلی شاداب داشت.
هوش مصنوعی: در دیماه، با هوایی شبیه به فروردین، بهار و نشاطی همچون گل و میوه در خردادماه در میان ماست.
هوش مصنوعی: زمانی که خوشی و روشنی مانند نسیم سحری به سمت باغ و بهشت توجه کرد، تمام تاریکیها و نادانیها به باد رفتند و از بین رفتند.
هوش مصنوعی: ای چمن زیبا، شاد باش، چون در بهار باد ملایمی وزیده و باغبان با روحی شاد و با انرژی به سراغ تو آمده است.
هوش مصنوعی: بهار سرزنده و خوشبو فرا رسیده است و با خود بوی دلنشینی را به همراه آورده است که به درختان سرو، گلها و درختان شمشاد تبریک میگوید.
هوش مصنوعی: باغ پژمرده ما به خاطر ورود او، زیباتر از چمنهای سرسبز و تازه به نظر میرسد.
هوش مصنوعی: غم و اندوه ویرانی کشور را چرا بر خود هموار میکنی، در حالی که این معمار برای آبادانی و رونق دیار مهآباد آمده است.
هوش مصنوعی: حسود برای اینکه به دشمنش آسیب برساند، سنگی به سمت او پرتاب میکند، اما در واقع خودش را دچار آسیب میکند، زیرا این کارش به بنیاد و اساس خود او آسیب میزند.
هوش مصنوعی: به زودی خانه و باغ ویران شدهای را خواهی دید که از یاد آن همه چیز به خوبی و آبادانی برگشته است.
هوش مصنوعی: امید به شکوفایی و رشد پیدا کرد، زیرا با ورود او، آب مانند جویبار به حرکت درآمد و همچون رودخانه بغداد جاری شد.
هوش مصنوعی: ای جوانان تازهکار در مدرسه وطن، بیایید و لوحهای علم و دانش را بیاورید چون معلم رسید.
هوش مصنوعی: همه چیز به خوبی و خوشی است به خاطر این آقا که اهل نیکی و محبت است و از خانواده نیکو زاده به دنیا آمده.
هوش مصنوعی: در این شعر به نوعی از نظام اجتماعی و سیاسی اشاره شده است. "ملک" به عنوان حاکم یا پادشاه، "قاضی" به معنای دادگر و عادل است و "کابین شاه مشروطه" به نظامی اشاره دارد که در آن حقوق و مقرراتی برای حکومت وجود دارد. "داماد" نمادی از فردی است که به این نظام پیوسته و از قوانین آن بهرهمند میشود. به طور کلی، این متن به ارتباط بین حاکمیت، عدالت و حقوق شهروندان اشاره دارد.
هوش مصنوعی: یک مربی چنین نادیده و ناشناختهای در تاریخها و زندگینامهها پیدا نکرده است، که اینقدر در خاطرها باقی مانده باشد.
هوش مصنوعی: کسی که با دل شاد به دنبال آزادی مردم است، در واقع تلاش میکند که خودش هم از این آزادی خوشحال و آزاد باشد.
هوش مصنوعی: همه افراد آن جماعت از سوی مردم آمدهاند، اما اکنون این شخص آمده است که خداوند او را ارسال کرده است.
هوش مصنوعی: اگر خدایی باشد که به حق و عدالت قضاوت کند، پس چرا در این جهان بیعدالتی و ظلم وجود دارد و این ستمها به فریاد در نمیآید؟
هوش مصنوعی: اگر بر پیکر ظالمی لرزه بیفتد، جای تعجب نیست؛ زیرا او خدایی را که به خاطر مال و ثروتش بر او ظلم کرده، به سرنوشتش گرفتار کرده است.
هوش مصنوعی: اگر دشمن ما دل سنگینی داشته باشد، بیستون هم باشد، اما قلم او به خاطر تیشه فرهاد اثرگذار خواهد بود.
هوش مصنوعی: دانشهایی که خداوند در دل او قرار داده، بسیار بیشتر از هفتاد یا هشتاد است.
هوش مصنوعی: در دنیای ایدهآل، عدالت همواره در خدمت انسانها بوده است و عقل و خرد به عنوان یک نیروی تازهوارد و نوپا به آن نگاه میکند.
هوش مصنوعی: در این بیت، شاعر خبر خوشی را به دل خود و دیگران میدهد و از آمدن کسی یا چیزی که باعث خوشحالی و شگفتی است، خبر میدهد. او با اشاره به زیبایی و خوبی این رخداد، احساس شوق و سرور را ابراز میکند. به نوعی نوید یک تحول یا تغییر مثبت را میدهد که به زودی رخ خواهد داد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
در نمازم خَمِ ابرویِ تو با یاد آمد
حالتی رفت که محراب به فریاد آمد
از من اکنون طمعِ صبر و دل و هوش مدار
کان تحمل که تو دیدی همه بر باد آمد
باده صافی شد و مرغانِ چمن مست شدند
[...]
عشرت خسرو و شیرین سحرم یاد آید
کوه غم بر دلم از محنت فرهاد آمد
بانگ زنجیر نهادند لقب بی خبران
آهن از ناله مجنون چو به فریاد آمد
گر نه شمشاد گل اندام من از باغ گذشت
[...]
دوشم از سوز فنا با قد خم یاد آمد
شمع در گریه شد و چنگ به فریاد آمد
با همه سنگدلی رحم کنی گر دانی
کز غم هجر توام دوش چه بیداد آمد
رسم تاراج خرابی چو بدید ابر بهار
[...]
تا مرا در نظر آن حسن خداداد آمد
هر سر موی مرا نام خدا یاد آمد
چون دل از دامن صحرای جنون بردارم؟
که سرابم به نظر موج پریزاد آمد
در دل سخت تو بیرحم ندارد تأثیر
[...]
عشق سرکش، به فغان، زین دل ناشاد آمد
این سپندی ست کزو شعله به فریاد آمد
تهمت آلودهٔ عیشیم، که گلشن زادیم
پر و بالی نگشودیم که صیاد آمد
طفل خامیم و ستمکاری ایام ،به ما
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.