لغتنامهابجدقرآن🔍گوگلوزنغیرفعال شود

گنجور

 
ابوالحسن فراهانی

بر سر کوی تو روزی چند جا می‌خواستیم

از فلک یک حاجت خود را روا می‌خواستیم

باد بیرون می‌برد از گلستان گل را مگر

شد نصیب گلستان آن گل که ما می‌خواستیم

دیر می‌آرد به مشتاقان نسیم پیرهن

قاصدی چابک‌تر از باد صبا می‌خواستیم

در قیامت هم ستم بر ما شهیدان کرده‌اند

جان به ما دادند و ما جانانه را می‌خواستیم

دوری از حد رفت می‌ترسم که بعد از مرگ جان

گم کند گویی که ما آنجاش جا می‌خواستیم

نیست ما را قوت گفتار ورنه وصل یار

با وجود ناامیدی از خدا می‌خواستیم

از سخندان لب فرو بندم که در ایران نماند

با سخن امروز یک کس آشنا می‌خواستیم

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
رضی‌الدین آرتیمانی

دست شوقی با گریبان آشنا می‌خواستیم

جامهٔ جان در غم عشقی فنا می‌خواستیم

دیده گریان، سینه سوزان، دل تپان، جان مضطرب

شکر للّه یافتیم آنچ از خدا می‌خواستیم

خود عیان بود آنچه می‌جستیم او را در نهان

[...]

فصیحی هروی

کی مسیحا داشت در بار آنچه ما می‌خواستیم

عافیت بودش متاع و ما بلا می‌خواستیم

اشک ریزان تا در دارالشفا رفتیم دوش

نی دوای درد درد بی‌دوا می‌خواستیم

برد موسی بهر آمین گفتنم همره به طور

[...]

قدسی مشهدی

دیده را در عشق ازین به، مبتلا می‌خواستیم

گریه می‌کردیم و طوفان از خدا می‌خواستیم

وصل می‌جستیم و مطلب حسرت دیدار بود

عشق می‌گفتیم و درد بی‌دوا می‌خواستیم

شکر نعمت کس نمی‌داند چو ما، کز تیغ تو

[...]

فیاض لاهیجی

عمرها ما از خدا درد ترا می‌خواستیم

آفت جان و دل خود از خدا می‌خواستیم

کام دل عمری ز چشمانت طلب کردیم حیف

ساده‌لوحی بین ز بیماران دوا می‌خواستیم

آسمان پردیر می‌جنبد پی تدبیر کار

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه