تا ظن نبری که شاه رنجور شود
یا راحت و صحت از تنش دور شود
گردی که از آن عارضه بر دامن اوست
چندان باشد که چشم بد کور شود
|
غیرفعال و فعال کردن دوبارهٔ حالت چسبانی نوار ابزار به بالای صفحات |
|
راهنمای نوار ابزار |
|
پیشخان کاربر |
|
اشعار و ابیات نشانشدهٔ کاربر |
|
اعلانهای کاربر |
|
ادامهٔ مطالعه (تاریخچه) |
|
خروج از حساب کاربری گنجور |
|
لغزش به پایین صفحه |
|
لغزش به بالای صفحه |
|
لغزش به بخش اطلاعات شعر |
|
فعال یا غیرفعال کردن لغزش خودکار به خط مرتبط با محل فعلی خوانش |
|
فعال یا غیرفعال کردن شمارهگذاری خطوط |
|
کپی نشانی شعر جاری در گنجور |
|
کپی متن شعر جاری در گنجور |
|
همرسانی متن شعر جاری در گنجور |
|
نشان کردن شعر جاری |
|
ویرایش شعر جاری |
|
ویرایش خلاصه یا برگردان نثر سادهٔ ابیات شعر جاری |
|
شعر یا بخش قبلی |
|
شعر یا بخش بعدی |
تا ظن نبری که شاه رنجور شود
یا راحت و صحت از تنش دور شود
گردی که از آن عارضه بر دامن اوست
چندان باشد که چشم بد کور شود
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر بیان میشود که نگران نباشید که شاه دچار رنج و ناراحتی شود یا سلامت و راحتیاش از او دور گردد. این گرد و غبار ناشی از مشکلات آنقدر زیاد است که حتی چشم بد نمیتواند آن را ببیند.
هوش مصنوعی: نگران نباش که شاه دچار درد و رنج میشود یا سلامتیاش از او دور میشود.
هوش مصنوعی: گرد و غباری که بر روی آن چهره نشسته، به قدری زیاد است که هر بینندهای از حسد و بدخواهی به کوری دچار خواهد شد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
آخر غم غور از دلم دور شود
وین ماتم هجر دوستان سور شود
لشکرکش گردون چو درآید به حمل
فرماندهٔ گیتی به نشابور شود
گر عُجب زموقف دلت دور شود
حج تو و عمرهٔ تو مبرور شود
یک وقفه طواف کعبهٔ امرش کن
تا سعی تو در طواف مشکور شود
حاشا! که دل از خاک درت دور شود
یا جان ز سر کوی تو مهجور شود
این دیدهٔ تاریک من آخر روزی
از خاک قدمهای تو پر نور شود
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.