گنجور

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
انوری

آخر غم غور از دلم دور شود

وین ماتم هجر دوستان سور شود

لشکرکش گردون چو درآید به حمل

فرماندهٔ گیتی به نشابور شود

اوحدالدین کرمانی

گر عُجب زموقف دلت دور شود

حج تو و عمرهٔ تو مبرور شود

یک وقفه طواف کعبهٔ امرش کن

تا سعی تو در طواف مشکور شود

عراقی

حاشا! که دل از خاک درت دور شود

یا جان ز سر کوی تو مهجور شود

این دیدهٔ تاریک من آخر روزی

از خاک قدم‌های تو پر نور شود

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه