گنجور

 
فرخی یزدی

چون شرط وفا هیچ به جز ترک جفا نیست

گر ترک جفا را نکنی شرط وفا نیست

کس بار نبست از سر کویت که دو صد بار

در هر قدم او را نظری سوی قفا نیست

بر خواهش غیر از چه تو را هست سر جنگ

با آنکه مرا غیر سر صلح و صفا نیست

از وسوسه زاهد سالوس به پرهیز

کانسان که کند جلوه بظاهر به خفا نیست

بیمار غم عشق ترا تا به قیامت

گر چاره مسیحا کند امید شفا نیست

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
سلطان باهو

یاران ره عشق بجز جور و جفا نیست

کس لایق این راه بجز اهل صفا نیست

گر راه صفا می طلبی راه جفا جو

کین راه مصفا ست بجز اهل صفا نیست

ای مرد خدا گر طلبی راه خدا را

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه