ما مست و خراب از می صهبای الستیم
خمخانه تهی کرده و افتاده و مستیم
با طره دلبند تو کردیم چو پیوند
پیوند ز هر محرم و بیگانه گسستیم
از سبحه صد دانه ارباب ریا به
صد مرتبه این رشته زنار که بستیم
فرقی که میان من و شیخ است همین است
کو دل شکند دایم و ما توبه شکستیم
تا دامن وصل از سر زلفت بکف آید
چون شانه مشاطه سراپا همه دستیم
ای ناصح مشفق تو برو در غم خود باش
ما گر بد و گر خوب همانیم که هستیم
چون شاهد عیب و هنر ما عمل ماست
گو خصم زند طعنه که ما دوست پرستیم
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از حال و هوا و مستی خود در میخانه سخن میگوید. او به عشق دلبندش اشاره میکند و بیان میدارد که هیچ پیوندی با محرم و بیگانه ندارد. شاعر در مقایسه با شیخی که دائم در حال توبه و شکستن دل است، خود را در حال مستی و عدم توبه میبیند. او به دامن وصال معشوق امیدوار است و تأکید میکند که هر چه هستیم همانیم و نظر دیگران برایش مهم نیست. در نهایت، شاعر نشان میدهد که عیب و هنر او در عملش نهفته است و به عشق و ارادتش به دوست افتخار میکند.
هوش مصنوعی: ما در حال سرگشتگی و نشئگی از شراب حقیقت هستیم، خمخانهای که قبلاً پر بود از عشق و معرفت، اکنون خالی شده و ما به حالت عجز و مستی افتادهایم.
هوش مصنوعی: ما با موهای دلبر تو پیوندی برقرار کردیم که از هر گونه رابطهای، خواه آشنا یا غریبه، جدا شدهایم.
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که افرادی که ظاهر خود را بهخوبی مدیریت میکنند و ریاکاری میکنند، با وجود اینکه ممکن است به عبادت و دعا مشغول باشند، در واقع در باطن به حقیقت متعهد نیستند. در مقابل، فردی که به درستی و با صداقت زندگی میکند، هرچند ممکن است به طور ظاهری کمتر به ادعا و نمایش بپردازد، اما به ارزشهای واقعی پایبند است. در اینجا به این نکته اشاره میشود که ارتباط واقعی با معنویت و ارزشها از طریق صداقت و راستگویی به دست میآید، نه از طریق ظاهرسازی و تظاهر.
هوش مصنوعی: تفاوت من و روحانی در این است که او همیشه قلبها را میشکند و ما هر بار عهد خود را میشکنیم.
هوش مصنوعی: وقتی دامن وصال از گیسوانت در دست ما بیفتد، همه ما به مانند یک آرایشگر مشغول خدمت به تو خواهیم بود.
هوش مصنوعی: ای مشاور دلسوز، بهتر است به دغدغههای خودت بپردازی. ما با تمام خوبیها و بدیها همانطور که هستیم باقی خواهیم ماند.
هوش مصنوعی: ما به خاطر انجام کارهایمان شناخته میشویم؛ بنابراین اگر دشمنان ما را سرزنش کنند که دوستداریم، اشکالی ندارد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
رو رو که دل از مهر تو بد عهد گسستیم
وز دام هوای تو بجستیم و برستیم
چونان که تو از صحبت ما سیر شدستی
ما نیز هم از صحبت تو سیر شدستیم
از تفّ دل و آتش عشقت برهیدیم
[...]
از اول امروز چو آشفته و مستیم
آشفته بگوییم که آشفته شدستیم
آن ساقی بدمست که امروز درآمد
صد عذر بگفتیم و زان مست نرستیم
آن باده که دادی تو و این عقل که ما راست
[...]
ما رند و قلندر صفت و عاشق و مستیم
معذور توان داشت اگر توبه شکستیم
با هیچ کسی کار نداریم درین ملک
ما را بگذارید درین حال که هستیم
آن عاقل دنیا طلب ار جاه پرستد
[...]
تا دیده و دل در سر زلفین تو بستیم
واندر طلب وصل تو جان بر کف دستیم
در زلف پریشان تو مجموع گرفتار
وز نرگس شهلات نه مخمور و نه مستیم
ما وصل تو خواهیم که آیی بر آغوش
[...]
از خانقه و صومعه و مدرسه رستیم
در کوی مغان با می و معشوق نشستیم
سجّاده و تسبیح به یک سوی فکندیم
در خدمت ترسا بچه زنّار ببستیم
در مصطبه ها خرقهٔ ناموس دریدیم
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.