قربانت شوم، دستخط مبارک که آورده آن شیرین بیان بود وپرورده آن رنگین بنان زیارت شد. تعویذ تب های کربت کردم و چراغ شب های غربت. دلم از درد آسوده ساخت و گردم از چهره باز پرداخت، فرد:
این قاصد از کدام زمین است مشکبوی
وین نامه در چه داشت که گیتی معطر است
فرموده اند رنج شتاب دیدی و زحمت آفتاب، از آن روز که درنگ اندیش کوی توام و در سایه جعد مشکین موی تو، نه از شتابم کلال است نه از آفتاب ملال، فرد:
هزار بادیه سهل است با وجود تو رفتن
اگر خلاف کنم سعدیا به سوی تو باشم
خاصه این سفر که قصدم دعای وجود فرخ فال بود و در خواست وصال سعادت اتصال، آن دولت از کجا که مرا در کنار نشانی، و به آستین عنایتم از چهره غبار فشانی. مرا غبار راه تو پیرایه جمال است و کاهش طریق طلب سرمایه کمال، فرد:
دست از طلب ندارم تا کام من بر آید
یا تن رسد به جانان یا جان زتن برآید
باری این ها همه حرف و حکایت است، و افسانه و روایت چاره وصال است نه مقال و درمان دیدار است نه خیال، فرد:
یا بر شکر خویش مرا مهمان خواه
یا بر جگر ریش به مهمان من آی
باقی فدایت.
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این متن شاعر به زیبایی از احساسات خود نسبت به معشوق و دلتنگیاش صحبت میکند. او از دستخط معشوق میگوید که دلش را آرام کرده و در غربت به او امید داده است. شاعر از مسیری که برای دیدار معشوق طی کرده است یاد میکند و تاکید میکند که هیچ سفری برای او سخت نیست، به شرطی که به معشوق برسد. او همچنین ابراز میکند که تا زمانی که به خواستهاش نرسد، از تلاش دست برنخواهد داشت و در نهایت با دعوت از معشوق برای میهمانی، عشق و اشتیاق خود را به نمایش میگذارد. این متن به شکل کلی بیانگر عشق عمیق و شوق شاعر به وصال محبوبش است.
هوش مصنوعی: عزیزم، نوشتهای که آوردی بسیار زیبا و دلنشین بود و احساسات عمیقی را منتقل کرد. من به خوبی از آن بهرهمند شدم و با آن دلخوشیهایم را آرام کردم و در شبهای تنهایی را روشن کردم. حالا دیگر قلبم از درد رها شده و چهرهام نیز شاداب شده است.
هوش مصنوعی: این خبرآور از کدام سرزمین خوشبو آمده و این نامه چه محتوایی دارد که جهان را معطر کرده است؟
هوش مصنوعی: گفتهاند که با وجود درد و زحمتی که از عشق تو میکشم، دیگر نه از سرعت زمان خستهام و نه از تابش آفتاب ناراحت. از آن روزی که در فکر تو هستم و زیر سایه موی سیاهت قرار دارم، به هیچ چیز دیگری فکر نمیکنم.
هوش مصنوعی: با وجود تو، رفتن در هزار راه دشوار هم آسان میشود. اگر هم بخواهم خلافی کنم، تنها میخواهم به سمت تو بیایم، سعدی جان.
هوش مصنوعی: به ویژه در این سفر که هدفم طلب دعای خیر و خوشبختی بود و خواستهام رسیدن به سعادت و وصل به آن نعمتها بود. نمیدانم آن خوشبختی از کجا میتواند مرا در کنار خود قرار دهد و از لطف خود به من نشان دهد. غبار راه تو زینت بخش جمال من است و کمبود در مسیر طلب، سرمایهی کمال من را شکل میدهد.
هوش مصنوعی: من از تلاش برای رسیدن به خواستهام دست نخواهم کشید تا زمانی که به هدفم برسم، یا محبوبم به من نزدیک شود یا اینکه جانم از بدنم جدا گردد.
هوش مصنوعی: اینها همه داستان و روایت هستند و افسانههایی برای رسیدن به عشق، نه مطالب علمی و واقعی برای درمان دیدار و نه تصورات ذهنی.
هوش مصنوعی: یا مرا با خوشحالی و محبت پذیرایی کن، یا با درد و رنج در دل من، به مهمانی من بیایید.
هوش مصنوعی: باقی در خدمت شما هستم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.