سرکار موبد را بنده ام و بنده وارش به خداوندی پرستنده، ماهی دو پیش از این کج پلاسی های گردون ساز ناراستی ساخت، و سامان تندرستی هنجار کاستی انگیخت. انبار بستر و بالش افتادم و دمساز فریاد و نالش. همچنان دل از بند آن رنج نرسته و زنجیر تن فرسای آن شکنج نشکسته، درد پائی تاب شکن خواب شکر دست زور آزمائی یافت و خسته و مستمندم بر بستر جان سپاری افکند:
هر که آن روز ببیند بدهد پشت گریز
گر بداند که من از وی بچه پهلو خفتم
خورد و خفت یکباره سپری شد و آرامش و توان چار اسبه زین بر رخش دربدری بست. چهل شباروز آغاز شام تا انجام بام چون مور پر سوخته و مار سر کوفته پای تا سر همه پیچ و تاب بودم، و پیکر دردسوز و جان کاهیده روان از اشک بی تابی و تاب بی خوابی سر تا پای در آتش و آب. مرا فرمان آبشخورد درنگ در کوی خسروی داشت، و ارام جای فرزندی اسمعیل و همراهان در سرای حاجی کمال، هردوان را از این راه دور دور و دیدار دیر دیر کار دل به دل نگرانی همی رفت و این بار تاب اوبار بر دوش هر دو گرانی همی کرد. بر هنجاری ستوده و گفتی گوش گزار رخت از تخت خسروانه به چار دیوار درویشی کشیدم. یاران پی چاره اندیشی گرفتند و مرا به دستور پیشین فرسوده تن و کاسته جان، سست و لاغر بر پهلوی جان سپاری و ناله گزاری خفتند. علی کوچک را از برگ شام و چاشت و ساز مهمانداری و دیگر گرفتاری ها روز پرستاری تنگ بود و پای دستیاری لنگ.
اسمعیل نیز بیگاه و گاه فرگاه سرکار خان خانان را بار نشست داشت و با نشستی بی خاست پیمانی هیچ شکست. ناچار کار تیمار و پرستش و بار بیمارداری و نگهداشت فرزندی میرزا جعفر را بار گردن و خار دامن گشت، مردانه برخاست و فرزانه کمر بست و پای درنگ افشرد، و برامش من پهنه آرامش بر خود فراخ تنگ آورد . کما بیش ماهی یا فراتر گامی نیاسوده و به کام اندیشی خاک را از هیچ راهی بر خود نبخشوده، یک چشمزد همه شب ها از پای ننشیند و روزان دمی دو گوارش نان و گمارش آبی را نیز آرام نگزیند، و همچنین و برتر از این بهر راه و روش کاری کرده و شماری آورده که جاویدان شرمنده ام و بی پاداشی چشم انبای و دسترنجی سپاس انگیز، او و کسان او را آزرمگین و سرافکنده. چون سرکار شما را یاری مهراندیش بینم و به دمسازی و دلسوزی خویش از همه یاران فرا پیش، رنج افزا می گردم تن خواهی از کسان میرحسن خواستار است و سامان و ساخت فرزندان را در این شب نوروز بدین وام اندک کام گذار، نوشته داد و خواست و نگارش سرکار آقا و نگاشته بنده زاده اسمعیلش هر سه در آستین و گزارش این سه راست خامه راستی خواست او را گواهی راستین. گویا همه نزد سرکار است و دست دوست نوازت گرفتن و سپردن تنخواه را نیز پیمان سپار. باری کار بر بستگان میرزا تنگ است و پا کار ده را با آز فره و روی زره و مشت گره ریش مشهدی در چنگ: شعر:
جای شتاب است نه گاه درنگ
نوبت تاز است نه هنگام لنگ
دست من پرداز این گروه را کوتاه است و از ری تا «گرمه» یکصد و بیست فرسنگ راه، جز آنکه انجام این کار آسان گزار بر گردن سرکار افکنده و گوش از پوزش های پراکنده آکنده دارم چه خواهم کرد.
در رسیدن نیاز نامه و آگاهی بر راز گزارش همه کارها بر کران نه و گوش از پذیرش چون ننالم و ندارم گران خواه، به نرمی ساز راه آور و با گرمی بسیج اندیش تنخواه شو. اگر درمانی و درمان ندانی سرکار آقا را بر پند وام گزاران بند از زبان در بر، سرور مهربان آقا محمد را که با آهسته پوئی و آسوده گوئی مرغ از شاخ کشد و مار از سوراخ، به کدخدای و کارگشایی در میان افکن.
احمد و مصطفی را در کاوش و کوش ومالش و جوش از راست و چپ پایمرد و ساقدوش آور، و علی اکبر میرزا و رضای هاشم را دور دور نه نزدیک نزدیک دست پیله گرائی و پای ویله درائی بازو در انداز. اگر اینها نیز کاری نساخت و باری نپرداخت، خاکی نرفت و سنگی نسفت، بزرگ فرزند کامکار خان نایب و مهین دلبند کارگزار میرزا محمد بیگ را آگاهی فرست و به دادخواهی در خواه همراهی کن تباهی سرد است و کوتاهی خام، اگر این زودی ها نامه خرسندی و سپاس ازمشهدی نرسد، بیراهی از یاران خواهم دید نه کوتاهی از وام گزاران. کار را باش که سود در کردار است نه گفتار، کوشندگی را افزایش ده وبنده خود را از تلواس این آلایش آسایش بخش. صفائی را به دستور پیشین در همه کار آموزگاری کن، دیگر پسرها و بستگان را نیز برادروش و پدرسار پاس داری، کاری نیز که مرا دست انجام بینی و پای فرجام برنامه آرایش ده که به خواست پاک یزدان پایان پذیر است و هر چه زودتر انداز فرمایش فرمایند همچنان دیر.
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این متن شامل نالهها و زاریهای فردی است که در اثر رنج و درد ناشی از بیماری و مشکلات زندگی نگران و دلشکسته است. او به خداوند پناه میبرد و از وضعیت خود شکایت میکند. همچنین به یاد افرادی میافتد که در روزهای سخت کنار او بودهاند و از آنها درخواست کمک و یاری دارد. او از بیخوابی و بیتابی میگوید و خواهان بهبود وضعیت خود است. افراد دیگری نیز در متن ذکر میشوند که برای رفع مشکلات او تلاش میکنند، اما همچنان بر عدم توانایی خود در بهبود وضعیت تاکید دارد. در نهایت، او به نیاز به حمایت و همدلی دیگران اشاره میکند و امید دارد که به زودی اوضاع بهتری پیدا کند.
هوش مصنوعی: من بنده سرکار موبد هستم و با تمام وجود به خداوندی که میپرستم، خدمت میکنم. دو ماه پیش، مشکلات و سختیهای زندگی به سراغم آمد و حال و روز نامساعدی برایم ایجاد کرد. در بستر و بر روی بالش افتادهام و به درد و فریاد و ناله مشغول هستم. دل من هنوز از این رنج آزاد نشده و زنجیر بدنم از آن درد نشکسته است. پایم به قدری ناراحت است که خواب آرام را از من گرفته و من خسته و درمانده در بستر نشستهام.
هوش مصنوعی: هر کس آن روز را ببیند که پشت به فرار کرده است، اگر بداند که من در کنارش پنهان شدهام، باز هم فرار میکند.
هوش مصنوعی: پس از گذشت سختیها و رنجها، آرامش و قدرت دوباره به من بازگشت. از آغاز شب تا پایان صبح، مانند موری که در آتش میسوزد و ماری که سرش به دیوار خورده، همهجا مشغول بودم و بدنم از درد و روحام از غم و بیتابی پر شده بود. در این حال، مجبور به استراحت و توقف در محلی شایسته و منزل فرزندی به نام اسمعیل و همراهانش در خانه حاجی کمال شدم. فاصله دور و دیدار دیر به دل من سنگینی میکرد و این بار این بار سنگین، بر دوش هر دو نفر احساس میشد. با اصرار به وضعیتی مناسب، لباسهای سلطنتیام را کنار گذاشته و به چهار دیوار خانه درویشی پناه بردم. دوستانم در اندیشه چاره بودند و من که از قبل خسته و ناتوان بودم، ناگزیر بر زانوهایم افتادم و نالهام بلند شد. علی کوچک نیز به خاطر مشغلههای روزمره و کمبود وقت، نتوانست به من کمک کند و از این رو در وظایفش ناتوان ماند.
هوش مصنوعی: اسماعیل در زمانهای مختلف به خانه خانها رفت و آمد داشت و هیچگاه از وعدهاش سرپیچی نمیکرد. مسئولیت پرستاری از میرزا جعفر و نگهداری فرزندش به دوش او افتاده بود. او بهخوبی و با اراده، کمر همت بست و سختکوشی کرد. او شبها خواب را بر خود حرام کرده و هر روز هم از گرسنگی و تشنگی خود غفلت نمیکرد. به گونهای کار کرد که از شرمندگی تمامی تلاشهایش در مقابل کارهایش، همیشه احساس خجالت میکرد. چون مهربانی شما را در یاری به یاد میآورم، از شما خواستهام که در این شب نوروز با دقت به وضعیت فرزندان توجه داشته باشید و کمکی کنید. نوشتههایی از طرف من و فرزندانم آماده است که آیا میتوانند نشانهای برای شما باشد. با توجه به مشکلات موجود، کار بر روی وابستگان میرزا دشوار شده و امید داریم که به یاری شما نجات پیدا کنیم.
هوش مصنوعی: این زمان برای سرعت و حرکت مناسب است و نباید منتظر ماند. اکنون زمان آغاز کار تازه و پر انرژی است، نه زمانی برای تسلیم شدن یا کندی.
هوش مصنوعی: دست من برای کمک به این گروه بسیار کوتاه است و فاصله بین ری تا «گرمه» یکصد و بیست فرسنگ است. با این حال، انجام این کار به عهده سرکار است و من با هزاران عذرخواهی که دارم نمیدانم چه باید بکنم.
هوش مصنوعی: در رسیدن به نیازها و آگاهی از وضعیت کارها، با صبر و آرامش برخورد کن و هنگام پذیرش انتقادات، خسته و ناراحت نشو. با مهربانی و اعتماد به نفس راه را هموار کن و به اندیشههای مثبت توجه کن. اگر به دنبال درمانی هستی و نمیدانی چگونه از آن بهرهبرداری کنی، از سخنان بزرگترها بهره ببر و با ادب و احترام به آنها توجه کن. همچنین یادآور مهربانی آقا محمد باش که با صبر و آرامش، به مشکلات رسیدگی میکند و کمکهایی به دیگران میکند.
هوش مصنوعی: احمد و مصطفی را به تلاش و کوشش در کارهایی که از سمت راست و چپ برمیآید، تشویق کن و علی اکبر میرزا و رضای هاشم را به دورتر از هر گونه نزدیکی فرستاده و به آنها بگو که در کار پیلهگری و هرگونه فعالیت مداخله نکنند. اگر این افراد نیز نتوانند کاری از پیش ببرند، به بزرگ فرزند کامکار خان اطلاع بده و از او بخواه که در امر درخواست کمک از میرزا محمد بیگ توجیه کند. اگر به زودی نامهای از مشهدی با خبر خوب و شکرگزاری نرسد، از دوستانم ناامید خواهم شد، نه از وامدهندگان. کارهایی که انجام میدهی باید عملی باشد و نه فقط صحبت. تلاشات را بیشتر کن و خود را از آلودگیها دور نگهدار. به دستور قبلی، در همه کارها با دقت عمل کن و دیگر پسران و نزدیکان را هم یاری کن. هر کاری که من به تو محول کردهام، بهخوبی ترتیب بده تا به لطف خدا به پایان برسد و هر چه سریعتر انجام شود.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.